گفته بودم انگار که فاطمه تو انتخابات شورای دانش آموزی رأی آورد. حالا هفته پیش جلسه! داشتن و تصمیم گرفتن برای این هفته چه اردویی برن. و پیشنهاد فاطمه برای دیدن فیلم ناسور مورد قبول واقع شده. 

امروز هم رفتن و دیدن این فیلم رو. و از وقتی که اومدم تا وقتی میخواست بره بخوابه،تمامش رو با تمام جزئیات برام تعریف کرد! 

البته قبلش هم یه دور کامل برای نرگس خانم تعریف کرده بود.

واقعا میگم،جوری تعریف کرد که نیازی نیست برم خودم ببینم. اگر هم ببینم قطعا برام تا این حد جذاب نخواهد بود! 

تمام سکانس ها رو لحظه به لحظه اجرا کرد برامون. با تمام صداهای صحنه. 

تمام دیالوگ ها رو از حفظ و با همون لهجه تکرار کرد. 

حتی افکت ها رو هم با جذابیت بیشتر توصیفشون کرد. 

و اینقدر طبیعی اجرا کرد که به کل فراموشم شد انیمیشنه نه فیلم. داشتم دنبال بازیگرا و کارگردانش تو اینترنت میگشتم! 

و اینقدر هم تحت تأثیر رشادت های یاران امام حسین علیه السلام و خود امام  قرار گرفته که کلی با عماد نقشه کشیده برای کلاس شمشیربازی و تیراندازی! 

نرگس خانم هم امروز فرصت نکردن بره مدرسه اش. شاید که فردا تلفن کنم بببینم میتونم تلفنی حلش کنم. به فاطمه هم یاد دادم نیازی نیست به جماعت بخونه وقتی میدونه نمازشون درست نیست. کافیه همراهی کنه با جماعت. 

هرچند که میدونم به خاطر اجبار بی موردشون یقینا باز هم بهونه پیدا میکنه برای در رفتن از زیرش. 

یه پیام خصوصی هم داشتم در همین مورد که خوبه الان جواب بدم. 

بله من همونی هستم که معتقدم حجاب باید اجباری باشه در جامعه.حجاب و نماز با هم فرق دارن. اولا من در جایگاهی نیستم که احکام خدا رو رتبه بندی کنم که کدومش مهمتره. تمامشون حکم خدا هستن و واجبه بر ما اطاعت ازشون. 

نماز رو هم بله،خود خدا فرمودن ستون دینه و اونی که نمازش رو سبک بشمره،از دین خارجه. 

ولی حجاب از جمله احکام حکومتیه. یه حکم فردی صرف نیست. مثل ممنوعیت دزدی. دزدی حرامه،ولی آیا ما به صرف امر به معروف و نهی از منکر زبانی در این زمینه قناعت میکنیم و برای جلوگیری از دزدی و مجازات دزد،قانون پضع نمیکنیم؟

حجاب هم همین حکم رو داره.بله اعتقاد به حجاب و رعایت حجاب در محیط خانه،میشه جزءامور شخصی. ولی برای جامعه،رعایت حدود شرعی حجاب لازمه و نمیشه به تذکر تنها اکتفا کرد و نیاز به قانون مناسب هست. 

یه پیام دیگه هم بود درباره اون متنی که خواسته بودم. ببینید،یه قرار! من اگه بخوام قهر کنم،خیلی صریح و روشن و واضح و به اسم حتی،مینویسم که قهرم. باشه؟

پس تا وقتی ننوشتم همچین چیزی،اگر دیر جواب دادم،کوتاه جواب دادم،خلاصه گفتم یا حتی بی جواب گذاشتم،بذارید به پای اینکه کار داشتم. خسته بودم. یادم رفته. حرف خاصی نداشتم و... 

باشه،متن ادبی ننویسید. ولی یه فهرست تهیه کنید از رفتار و اخلاق یه خواهر خوب و مهربون. که دوست دارید خواهرتون با شما چه طور رفتار کنه. کامل و با جزئیات بهش فکر کنید و بنویسید. کلی نباشه که مثلا باید مهربون باشه. مهربونی رو شرحش بدین. با مثال.