من یه پیشنهاد دارم برای مجموعه کلاه قرمزی. یه عروسک جدید با شخصیت تنبل. که هر کاری بهش بگن،سخت یا آسون،درجا خودش رو به مردن بزنه! برای فرار از انجام اون کار. این البته یه ایده ذهنی صرف نیست. خودمون نمونه عینی اش رو تو خونه داریم.

یعنی به درجه ای از تنبلی رسیده که از بالای پله ها داد میزنه:بابا! برای کشیدن دو خط موازی چند بار باید از گونیا استفاده کرد؟و توقع داره منم از همین پایین،شفاهی براش توضیح بدم. و وقتی میگم نمیشه،دفترش رو انداخته پایین که براش بنویسم و دوباره از لای نرده ها بدم بالا! 

دیگه درباره هنر چپاندن وسایلش تو کمد و زیر تخت توضیح نمیدم که موهام کهیر میزنه از یاد آوری وضع کمدش. 

اینقدر بی تحرک شده که تو همین دو ماهه،4 کیلو وزن اضافه کرده. رسما داره چاق میشه. 

و جالب اینه که همه از من توققع دارن سخت نگیرم!!! مگه ممکنه اصلا؟!

حالا درسته امشب با ناز و نوازش باهاش برخورد نکردم و مجبور شدم قیافه هم براش بگیرم،ولی از رو عصبانیت نبود. دیدم داره سوءاستفاده میکنه از صبرم. 

نشستم کل موردایی رو که ازش یادم بود،نوشتم. کاملا معلومه که از موقعیتش نهایت حسن سوءاستفاده رو کرده و اون خصلت ژنتیک کم تحرکی اش هم اومده کمک،واقعا تنبل شده و نقشه میکشه برای هر جه کمتر حرکت و کار کردن. 

حتی موقع بازی با خدیجه هم نشسته باهاش بازی میکنه. 

من فکر میکردم تو این حیاط چقدر بچه ها بازی کنن،ولی این زمستون رسما فقط شد قسمتی از مسیر رفت و آمدمون و همین. 

نتیجه اخلاقی اینکه تا اطلاع ثانوی،وضعیت سبز نمیشه. یه کم حساب ببره،بلکه حرف گوش بده...

پی نوشت:یه چیزی دیشب میخواستم بنویسم،ولی یادم رفت. از صبح رو اعصابم بود که حتما بنویسمش. تا الان که یه فرصت گیرم اومد.

یه خبر خوندم از این ملک سلمان ملعون که برای یه هفته رفته مسافرت نمیدونم کجا،اندونزی،مالزی،هرجا. بعد با خودش 5 تن! اثاث برده!! 

حالا اینکه اینهمه اثاث چی بون و به چه دردش میخورن تو این یه هفته،بماند. من سوالم سر اون آسانسوریه که از خونه اش کنده برده!! 

یعنی آسانسور هم جزو لوازم شخصی محسوب میشه؟ که ‌برا مسافرت بکنیم با خودمون ببریم؟؟؟

 واقعا دیوونه است!! 

درنگی کرده بودم کاش در بزم جنون من هم

لبی تر کرده زان صهبای جام پرفسون من هم

هزاران کام در راه است و دل مشتاق و من حیران

که ره چون میتوانم یافتن سوی درون من هم...