کمتر از بیست دقیقه پیش رسیدیم. تمام بعد از ظهر رو مترو، خط 3 و 4 بودیم. البته یه ساعتی هم رفتیم مصلی و برگشتیم. 

یه تغییر کاملا محسوسی نسبت روزهای قبل به وجود اومده. عموم مردم حساسیتشون نسبت به انتخابات بیشتر شده و مشتاقانه تر وارد بحث میشن. 

این وسط البته یه عده ای هستن که صم بکم، حتی حاضر به گفتگو نیستن! یعنی تنها صحنه ای که برام تداعی میشه، اون داستان نحوه مسلمان شدن ابوذر غفاری هست. 

اینطور نقل شده که ابوذر برای زیارت خانه خدا قصد داشته بیاد مکه. ولی به توصیه اطرافیانش، برای اینکه یه وقت تحت تاثیر حضرت محمد صلی الله علیه و آله قرار نگیره، ‌گوش هاش رو بسته بوده. 

اما بعد با خودش فکر میکنه چرا من باید همچین کاری بکنم؟! بذار بشنوم و خودم قضاوت کنم. 

یعنی این گروه مورد بحث، حتی تا این حد هم به خودشون اجازه نقد و تفکر نمیدن. همون که آقاشون گفته!! و بعد جالبه که تبعیت ما رو از ولی فقیه اعلممون مسخره میکنن! 

ولی الحمدلله بقیه خیلی بازتر برخورد میکنن و موضع نمیگیرن. حتی بعضی شون امروز خیلی راحت از دغدغه های غیر شرعی سون میگفتن. که مثلا اگر روحانی رأی نیاره، دیگه نمیتونن روابطشون رو ادامه بدن. 

منم از همین دغدغه استفاده کردم. که بله، امکانش هست. منتها نه به اجبار دولت. بلکه به انتخاب خودت. وقتی ببینی امکانات مادی ازدواج برات فراهم شده، شاید دلت خواست رابطه ات رو شرعی کنی. 

از اون دسته فوق الذکر آقایی هم بود که به همون شیوه پدیده نگاه کردن تو عنبیه و دروغ و تهمت بافتن، تو چشام نگاه کرد و گفت: معلومه که باید بیای تبلیغ کنی براشون!  وقتی فلان تومن پول میگیری و قراره بعد انتخابات بهت خونه بدن، چرا که نه و... 

خب البته که من کلا این صحبتا رو جواب نمیدم. چون فایده نداره. ولی خدایی اش نه پول گرفتم و نه اصلا کسی رو میشناسم که بخوام برم پول بگیرم. حقیقتش در حال حاضر هیچ مشکل مالی ندارم الحمدلله. حتی اگه خدای نکرده قرار باشه این دولت ادامه پیدا کنه هم، باز فکر نکنم خیلی برای شخص من ضرر داشته باشه. 

حتی اگه از وزارت دفاع اخراج هم بشم، باز کار دارم و در نمیمونم به لطف خدا. حتی نگران پسرها هم نیستم. اونا همین الانش کار و درآمد دارن. 

نگران اون سند کوفتی هم نیستم، فوقش دیگه نمیذارم بچه هام مدرسه برن. 

من حقیقتا نگران مردمم. همه مردم. واقعا دلم میگیره از اینکه میبینم کشور به این وسعت و با این همه ثروت، باز یه عده کثیری به واسطه تبعیض و بی عدالتی محرومن. واقعا بهم نمیچسبه تمام دارایی هام، وقتی میدونم چقدر کمبود و نارسایی وجود داره. نمیتونم راضی و خوشحال باشم از این وضع. 

و قرار هم نیست اگر دولت عوض شد برای شخص من اتفاق ویژه ای بیفته. همونطور که زمان احمدی نژاد نیفتاد. ولی همون موقع، از شنیدن تک تک اقدامات جهادی اش در ارتباط با محرومین از ته دل خوشحال میشدم. 

آرمان من برای انتخابات پیش رو و اصرارم برای عزم همگانی بر تغییر، اینه: رفع محرومیت از همه مردمم. آبادی همه ایران عزیزم. ولو اینکه به من فشار بیاد و مجبور بشم بیشتر تلاش کنم. این بهتر از اونه که به خاطر پایتخت نشینی، همیشه عذاب وجدان کم کاری مسئولین رو داشته باشم. همیشه شرمنده باشم. من به خواست خودم اینجا به دنیا نیامدم.

یه پیام خصوصی هم داشتم درباره اطلاعات به درد بخور برای تبلیغ. خب البته به اندازه کافی تو اینترنت مطلب پیدا میشه. ولی مثلا یکی از خبرهایی که شدیدا مردم رو درگیر میکنه، لیست اقلام وارداتی این دولت هست که پرینتش رو نشون میدم. 

از چوب بستنی گرفته تا بیل و کروات و فرغون و پونز و... 

که در واقع به جای پول نفت داره وارد میشه. 

یا اگه بخوان از برجام دفاع کنن، متن اصلی و ترجمه اش همراهم هست و دقیقا براشون توضیح میدم کجای کار ایراد داره.