این آقا رو میبینید؟!

با نگاه مظلوم و پر دردش؟!

میدونید چرا با وجود اینکه دستفروشه، به دولتی رأی داده که دخترای مظلوم وزیراش به کار شریف واردات و قاچاق مشغولن؟!

چون اینقدر صادقه که حتی در مخیله اش نمیگنجه، رئیس جمهوری هم پیدا میشه که میتونه راست راست تو چشمای مردم نگاه کنه و دروغ بگه! 

بله، این آقا و امثال ایشون، به همون اندازه که خودشون صادقن، به مسئولین اعتماد میکنن. 

آقای روحانی! 

لطفا از این به بعد موقع سخنرانی هاتون، از افعال معکوس استفاده نکنید. 

به زبان سلیس فارسی صحبت کنید. 

خیلی از این مردم، زبان شما رو بلد نیستن...

از دروغ و دروغگو متنفرم. ولی بیشتر از اون، از کسی که حقیقت رو میدونه و باز هم دروغ رو باور میکنه...

ضمنا امروز یکی از مسئلین انتخابات، تو اخبار هست برید ببینید، فرمودن که با عرض شرمندگی به حدود 3 میلیون نفر برگه تعرفه نرسید!!! 

حالا تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل:

3 میلیون، به حساب اینا که 4 درصد جمعیت ایران رو 12 میلیون محاسبه میکنن، خمون قضیه ایوبی غورث، چیزی در حدود 12 میلیون درمیاد. 

عرض شرمندگی یعنی چی؟!!!!

حالا تازه باقی تخلفاتی که الی ماشاءالله فیلم و سند و مدرکش هست بماند. 

فرمودین که:

"اقای شهاب

خسه نشدین از این سیاست ?

 والا من خسه شدم 

هر جا می رم می شینم پا می شم، انتخابات انتخابت

بسه دیگ

از بچها بنویسن 

دلم براشون یذره شده"

نه، خسته نشدم از سیاست. سیاست زندگی منه! چون دینم سیاسیه.

انتخابات هم هنوز تمام نشده. تا نظر قطعی شورای نگهبان، پرونده انتخابات باز میمونه. 

بچه ها هم خوبن. زهرا امروز اومد تهران. خیلی ناراحت و پکر. رأی اولی بود امسال، ولی نتونسته بود رأی بده. 

به این خاطر که از حدود ساعت 2 بذگه تعرفه تموم شده و محسن مونده تو حوزه و زهرا رو فرستاده خونه.به خاطر شرایطش نمیتونسته این همه ساعت معطل بشه. 

تا ساعت 10 و 30 دقیقه شب که بالاخره تعرفه رسیده و محسن بهش خبر داده و زهرا هم با آژانس خودش رو رسونده، ولی تا ساعت 12 نوبتشون نشده و دیگه ازشون رأی نگرفتن. 

میدونستم و تو این چند روز شاید صد مرتبه برام تعریف کرده بود، ولی هنوز دلش پره. 

میگه حس خفگی به آدم دست میده وقتی نتونی جایی که حق داری، اظهار نظر کنی. انگار که دهن آدم رو ببندن و بعد بگن سکوت علامت رضاست. 

خلاصه که خیلی شاکیه. و که بهش حق میدم. ولی بهش گفتم: عیب نداره عزیزم. این تازه یه کمی از ظلمیه که همه جای دنیا داره میشه. هیچ کجای دنیا، با همه ادعاهای گوش فلک پرکنشون، انتخابات به معنی واقعی ندارن. هیچ کجای مردم دنیا، حق اظهار نظر و دخالت در سرنوشتشون ندارن. 

شاید الان که این درد رو حس کردی و چشیدی، باعث بشه خیلی جدی تر از قبل برای آزادی واقعی تلاش کنی. آزادی همه. 

ما تا وقتی تو راحت و امن خودمون داریم زندگی میکنیم، نمیتونیم بفهمیم چقدر مردم دنیا تو رنج و عذابن. نمیتونیم اسارتشون رو درک کنیم. 

شاید این دیکتاتوری آشکاری که در حقمون شد ما رو به خودمون بیاره و یه تکونی به ما بده... 

عماد و نجم هم که از فردا امتحاناتشون شروع میشه. فاطمه هم از روزی که اسم سند 2030 به گوشش خورد، مشغول رژه رو مغز و اعصاب من که دیگه سال دیگه مدرسه ثبت نامش نکنم! 

خدیجه هم کلی خیلی ناگهانی، از هفته پیش همه رو به اسم کوچیک صدا میکنه! در حالی که ما همدیگر رو جلوی بچه ها به اسم صدا نمیکنیم. من در اکثر اوقات، نرگس رو مادر جان یا مامان صدا میزنم و ایشونم به من میگن: آقا یا آقا جان.

ولی خدیحه به صلاحدید خودش به من میگه شهاب، به مادرش میگه نیگس، به مادرم میگه ایظم، به پدرم میگه موسن(همون محسن)، به خواهرم میگه طافمه و.. 

قبلا هم  به نظرم گفتم، مسئولیت حرفای خدیجه رو داعش هم به عهده نمیگیره، چه برسه من و نرگس! 

..

راستی سایه جنگ هم که از سرمون برداشته شد دیگه،نه؟

پس لابد این قرارداد تسلیحاتی آمریکا با عربستان هم محض اینه که شاهزاده های سعودی هوس کردن تو بیابوناشون آتیش بازی راه بندازن و اصلا قصد جنگ ندارن... 

...

روحانی در نشست خبری امروز گفتن:

اگر در توافق هسته ای موفق بودیم و توانستیم از تحریم های هسته ای عبور کنیم به این دلیل بود که همه قوا و مردم پشت رهبری ایستادند .

ترجمه: اینکه ما در توفق هسته ای گند زدیم و تحریم ها همچنان سرجاشون هستن، به این خاطره که به هیچ عنوان حرف گوش نکردیم و لجباز آفذیده شدیم! 

برای پاسداری سایر حقوق مردم ، باید همه قوای کشور و مردم با انسجام و اتحاد پشت سر رهبری قرار بگیرند

ترجمه:از اونجایی که حق مردم برای ما پشیزی ارزش نداره، از این به بعد هم فقط هوچی گری داریم و دعوا و لج و لجبازی. 

...

به نظرم یه کمپین ترجمه صحبتای روحانی به فارسی لازمه.