شب اول ماه مبارکه از همه التماس دعای خیر دارم. خیلی هم مزاحم اوقات شریفتون نمیشم. فقط غرض از مزاحمت اینکه: امروز صبح من و فاطمه تنها بودیم و منم به شدت مشغول پروژه ام.

فقط میشنیدم که فاطمه صحبت از دیر شدن ناهار میکنه. اینقدر فرصت نداشتم که نمیتونستم سرم رو بیارم بالا و بهش بگم نگران نباشه، از بیرون غذا میگیرم. 

لا به لای حرفاش هم شنیدم که پیشنهاد ماکارونی داد و منم با سر قبول کردم. یعنی یادم افتاد که ماکارونی هم خوبه، سریع حاضر میشه. 

تو همین حال و احوال، نرگس و بچه ها اومدن و منم کم کم از اعماق پروژه اومدم بیرون و با چی مواجه شدیم همگی؟!

ماکارونی حاضر و آماده با ته دیگ سیب زمینی به دست پخت فاطمه!!!

قبلا هم کمک کرده تو غذا درست کردن، ولی هیچ وقت تنها و بی ناظر و کمک انجام نداده بود. ولی امروز خودش تنها اقدام کرد و اتفاقا خیلی هم خوب و عالی شد.

فقط یه کوه سبد و آبکش و قابلمه و رنده و.. کثیف کرده بود که اونم خودش بعد از ناهار شست. 

تا پیش از عید نرگس بهش اجازه ظرف شستن نمیداد، چون بیشتر از اینکه ظرفها شسته بشه، خودش و آشپزخونه شسته میشد. امروز نشون داد این مشکلش هم برطرف شده خدا رو شکر. 

دریافت

دریافت

دو تا فایل بالا هم متن سند 2030 و ترجمه اش هست.

خدایا! 

من ثنا را با حمد تو آغاز میکنم. 

زبان ستایش را با سپاس از تو باز میکنم. 

که تو در جاده نعمت خویش، هدایتگر به سوی صلاح و فلاحی. 

و من با تمام یقین دریافته ام که به گاه بخشش و مهربانی، 

تو از همه مهربانتری. 

و هرجا عقوبت لازم باشد، از همه کیفر دهندگان، سخت گیر تری. 

و در بلندای کبریا و عظمت هیبت تو از هر فرمانروایی، برتر است.