میگن یه دیوونه یه سنگ میندازه تو چاه که 100 تا عاقل نمیتونن در بیارن، نقل این تازه به دوران رسیده های غربزده است. 

همه اداها و مسخره بازیاشون یه طرف، این جک و جونور و سگ و گربه داشتنشون هم یه طرف. 

همین دو سه ماه پیش یه دور کلمل همه مون مورد عنایت واقع شدیم از بابت ویروسی که به قول دکتر از سگ به انسان منتقل شده بود.

از هفته پیش هم هی میدیدیم خدیجه سرش رو خیلی میخارونه. تا شنبه بردیمش دکتر و چیزی که اصلا باورمون نمیشد شپش بود! 

همون تو مطب آقای دکتر یکی اش رو گرفت و زیر میکروسکوپ نشونمون داد و توضیح داد که از نوع شپش سگ هست!

و با اینکه میشناسه ما رو کامل، ولی باز سوال کرد که مگه اطرافیانتون کسی سگ داره؟

بعد کلی سوال و جواب، نهایتا گفتن احتمالا تو پارک از بچه های دیگه بهش منتقل شده. 

طبق نظر ایشون، این شپش مدتی هست شایع شده، مخصوصا تو مناطق بالا شهر. ولی از اونجایی که به این قشر خاص مربوطه، اطش هیچ صحبتی نمیشه. 

یعنی فقط میتونم بگم شخصا از تک تکشون نمیگذرم که بی فرهنگی و شلختگی شون، باعث بیماری و درد بچه های من شده. 

تو این دو سه روزه هم تمام زندگی مون رو ضدعفونی کردیم با سرکه. اینقدر که انگار کلا خونه رو ترشی انداختیم. 

خدیجه هم خیلی سعی کردیم براش با روغن جرب کنیم و باقی روش هایی که دکتر گفت، ولی به هیچ عنوان همکاری نکرد و ما هم کل موهاش زو تیغ زدیم تا یه جا خوب بشه. 

و چقدر بچه ام ضجه زد، بماند. من که نمیگذرم از باعث و بانی اش. 

یعنی اگه یه سر سوزن من یا مادرش اهل سهل انگاری بودیم، بازم میشد ندید گرفت. 

تو پارک هم دو هفته پیش یه چند باری از سرسره پایین اومد که چون نمیتونست خودش رو کنترل کنه، به حالت خوابیده اومد. بعد از پارک هم همیشه بلا استثناء مادرش حموم برده و کلا شستتش.

...

تو این چند روز چشممون به صادرات مجانی گاز به ترکیه روشن شد. فقط سوالی که باقی میمونه اینه: احیانا اینایی که از کمک به حزب الله و سوریه شکایت دارن و برای نذری های محرم همیشه خدا جایگزین های بهتر!! سراغ دارن، در این مورد نظری ندارن؟!!

یا اصلا نمیشه حالا که ما 16 میلیون خشونت طلبیم، پول این گاز رو همون 23 میلیون صلح طلب متقبل بشن که نه سیخ بسوزه و نه کباب؟!

اصلا کاش هنوز خرید و فروش آدم رواج داشت، همین زنگنه رو جا جریمه بهشون میدادیم. به دردمون که نخورد، شایستی اینجوری از شرش خلاص میشدیم. 

خدایا! 

تو رخصتم داده ای که بخوانمت

صدایت کنم

با تو سخن بگویم و از تو تمنا کنم. 

پس بشنو مدیحه مرا ای شنوای ستایشم! 

و دعایم را پاسخ بگو ای پذیرنده مهربان دعایم! 

و از من درگذر ای آمرزنده لغزشهایم! 

خدای من! 

چه بسیار غم ها که از دلم زدودی

چه بسیار نگرانی ها و اندوه ها که از وجودم تاراندی

چه بسیار لغزش ها و گناهان که تو چشم از آنان فرو بستی

چه بسیار لطف ها و مهربانی ها که منتشر ساختی

و چه بسیار حلقه های محنت و بلا که با دست محبت گشودی

سپاس خدای را سزد که نه همسر و فرزندی برای اوست

و نه در پهنای ملک و هستی شریکی دارد

و نه از سر خواری، دوست و یاوری میگیرد

و چه بلندای بی همتایی دارد این خدا!!