من واقعا حکمت این همه ماجراهای مدل به مدلی که با عماد و مدرسه هاش دارم رو نمیفهمم. تا بچه بود، شیطنت ها و حاضر جوابی ها و خسارت هاش بود. حالا که خودش عاقل شده، انگار کادر مدرسه اش یه کم قاطی کردن! 

از دو هفته پیش یا بیشتر، رضایت نامه داده بودن و 350 تومن هم گرفته بودن برای اردوی مشهد. قرار بود دیروز ببرن. اول گفتن بعد از مدرسه بمونید تا با هم بریم. 

ولی دوشنبه خبر دادن که ساعت حرکت قطار 9 شبه و خودتون بچه ها رو برسونید.

منم با عماد برای ساعت 7 و نیم، ایستگاه امام خمینی قرار گذاشتم. دیدم تا بخوام برم خونه که با ماشین بیارمش دیر میشه. مخصوصا که شب عیده و ترافیک غوغاست. 

حدود 8 راه آهن بودیم. دو سه نفر قبل ما اومده بودن. تا حدود 8 و نیم بقیه هم اومدن. چند تا معلمی هم که قرار بود باهاشون برن، رسیدن. ولی جناب مدیر نرسید تا قطار رفت! 

ایشون کی رسید؟ ساعت 9 و 10 دقیقه. با کلی طلبکاری که چرا قطار رو نگه نداشتید!!! 

گویا که توقع داشتن همگی بریم روی ریل بخوابیم تا قطار راه نیفته. 

خلاصه که یه مقدار صحبت شد سر اینکه چه کنیم. بیشتر موافق بودن که بریم ببینیم قطار بعدی جا میده به ما یا نه. رفتن دیدن نه، ظرفیتش تکمیله. 

گفتیم ایراد نداره، بذارید برای هفته بعد. که گفتن نمیشه. هتل رزرو کردیم و باید جریمه بدیم.

تا اینکه خود شرکت به ما اعلام کرد میتونه یه واگن به قطار بعدی اضافه کنه، تا مشکل حل بشه، با هزینه 4 میلیون.

پیشنهاد کاملا منطقی و درستی بود. همه قبول کردیم. منتها جناب مدیر فرمودن که خب، 4 میلیون تقسیم بر 68، تعداد دانش آموزا بدون خودش و معلما، چند میشه؟!!

شما جای من، اصلا بگو 60 هزار تومن نه، هزار تومن، چرا ما باید جریمه دیر کردن آقا رو بدیم؟!

اینکه ایشون با ماشین شخصی اومدن و معطل پارکینگ شدن، تقصیر منه؟

ضمن اینکه من همون اول گفتم ایرادی نداره. اجباری نیست برای این اردو. هزینه رو برگردونید.

ایشون به خاطر رزرو هتل و بیلط برگشتی که خریده بودن قبول نکردن. 

خلاصه که در نهایت حدود یک میلیونش رو چند تا از پدر ها دادن و باقی اش رو خود مدیر دست به جیب شد. اصلا توقع نداشت و خیلی عصبانی شد. حتی تهدید کرد که راضی نیست و... 

ولی من هرچی با خودم کلنجار میرم، میبینم نا حقی نکردم. جدای از اینکه از اساس، 350 تومن نمیشه هزینه این سفر و به احتمال زیاد یه مقداری اش پای کمک به مدرسه نوشته میشه، تو این مورد به خصوص، جریمه رو مقصر باید پرداخت کنه. و تهدید و نفرینش به حق نیست.. 

در نهایت پول پرداخت شد و واگن اضافی متصل شد و قطار ساعت 1 و نیم حرکت کرد. و من اومدم که بیام خونه. از اونجایی که مطلقا شخصی نبود تو خیابون، مجبور شدم با تاکسی راه آهن بیام. که ایشونم پول خون پدرش رو باهام حساب کرد:60 هزار تومن!!