امشب دو پیام خصوصی متضاد و در واقع متناقض داشتم. یکی اش که باز طبق معمول همیشه شون، فحش و فضیحت بود نثار من که چرا در فلان دوره انتخابات، فلان شخص رو انتخاب کردم و آیا بالاخره اعتراف میکنم به اشتباهم و میگم غلط کردم؟!!

معلومه که نه، چرا باید از انتخابم پشیمون باشم. انتخاب اون روز من از روی ملاکایی بود که حضرت آقا فرموده بودن. بعد از انتخابات هم که دیدیم، نفرات دیگه چه نقشه پلیدی برای از بین بردن جمهوری اسلامی تو سرشون داشتن و به بهانه واهی تقلب، چه آشوبی به پا کردن. 

در حالی که منتخب مردم، حداقل تا دو سال، همون رویه ضد استکباری و خدمت به مردم و محرومین رو در پیش گرفت. 

اینکه ایشون جنبه شهرت نداشتن و به همون سرعتی که بالا رفتن و بلکه بیشتر، دارن سقوط میکنن، دیگه تقصیر من نیست. و من نباید پاسخگوی این مورد باشم. 

سوال دوم هم این بود که چرا درباره فجایع و جنایاتی که دولت داره در حق مردم میکنه، چیزی نمینویسم. 

خب من از شما سوال میکنم، چرا باید بنویسم؟ مگه اتفاق غیر قابل پیشبینی و جدیدی رخ داده؟ مگه معلوم نبود، این دولت با این رویه تنبلی و مال مردم خوری اش، ناچار برای ادامه همه چی رو گرون کنه و مالیات و عوارض رو چند برابر کنه؟

مگه تو این 4،5 سال کم از مردم به بهونه های مختلف دله دزدی کرده؟

اصلا اگه خیلی عوامانه، میامدیم عملکرد 4 ساله اش رو میبردیم روی نمودار و خط سیرش رو رسم میکردیم هم دقیقا به همین نتایج میرسیدیم. 

از نظر من این وضع موجود کاملا قابل پیشبینی بود از اول. و اتفاقا موقع انتخابات، خیلی مواردی که صحبت میکردم، میگفتم به زودی اینقدر اوضاع نابه سامان میشه. ولی بعضی ها باور نمیکردن. 

و اجازه بدین، من این بار از شما سوال کنم، چرا شما اعتراض دارین؟ مگه این انتخاب شما نبود، خب پس تحمل کنید دیگه، چه توقعی دارید که از این آقا انتقاد بشه؟

...

امروز عصر نرگس رفته بود دیدن دوستای قدیمی مدرسه اش. از وقتی برگشته، بنا به شهادت شاهدان عینی، هیچ حالش خوش نیست.

انگار که یه آه حسرت غلیظ تو دلشه، که نمیکشه. البته خودش انکار میکنه و معتقده خیلی مهمونی خوبی بود و تجدید خاطره شد و... 

ولی من فکر نمیکنم. کاش حالش بهتر بشه، کاش کاری باشه که بتونم انجام بدم برای بهتر شدن حالش، کاش اساسا من دلیل این حال بدش نباشم....