کلا اهل سینما رفتن و فیلم دیدن نیستم. ولی اخبار سینما و رسانه رو پیگیری میکنم. بلکه اگه یه روزی دستم به جایی رسید و کاری از دستم برومد، بدونم چی کار باید بکنم. 

ماجرای جشنواره امسال رو هم تا حدودی پیگیر بودم و تقریبا از همون اول میشد حدس زد آخرش دار و دسته هومن جانشون!! همه جایزه ها رو درو میکنه. 

ولی چیزی که برام جالب بود دلایل داوران بود. من نمیدونم از کی تا حالا به محتوای فیلم ها نمره میدادن که امسال لاتاری رو کلا به خاطر محتواش حذف کردن؟!!

یعنی اون ابد و یک روز، محتواش خیلی بهتر بود یا درباره الی مثلا؟!

و از کی تا حالا مخالف ترویج خشونت شدن؟!!

در وصفشون فقط میشه گفت عرضه گفتن یه دروغ هم نداشتن.

ولی از همه اینا بگذریم، از اون صحنه افتضاحی که دیدم و پخش شد همه جا، نمیشه گذشت. همون اتفاقی که سر مصاحبه با عوامل یه فیلم اتفاق افتاد، درست بیخ گوش یه پسر بچه 10، 11 ساله. 

یعنی دقیقا قراره چه کار کنن این به اصطلاح هنرمندان نامحترم تا بفهمیم لیاقت دیده و شنیده شدن، ندارن؟ به چه زبونی بگن پیاده نظام دشمنن؟

میان از طرح های با پوشش محیط زیست و درواقع جاسوسی حمایت میکنن، به روی خودمون نمیاریم. 

برامون فیلم از زندگی با سگ و گربه شون و بغل و ماچ و بوسه شون میذارن، ندید میگیریم. 

پز زندگی اشرافی شون رو میدن و به مردم به خاطر فقرشون، توهین میکنن، بازم دست و جیغ و هورا حواله شون میکنیم. 

با تمام بی سوادی شون، خودشون رو نخود هر آشی میکنن و واسه همه چی نظر میدن، بازم عین خنگا منتظریم عالیجنابان مرحمت کنن اظهار نظر بفرمایند. 

برای متهمین به جاسوسی و دشمنای کشور، اشک تمساح میریزن و آه و فغان سر میدن و کمپین تشکیل میدن، بازم انگار نه انگار. 

ولی خدایی این حرکت آخر رو هر جای دیگه دنیا اتفاق افتاده بود، همون اروپا و آمریکا، به خاطر وجود اون پسر بچه، دادگاهی اش میکردن. نمونه های کمتر از این بوده که برخورد سنگین شده باهاشون. 

واقعا نمیفهمم چرا اینجا هیچ کس کوچکترین عکس العملی نشون نداد؟ در حد یه اخم هم کسی رو دعوا نکردن، کسی رو بیکار نکردن، واسه کسی خط و نشون نکشیدن. حتی تف هم تو صورت نامردش ننداختن! 

درد اینه. رسانه مون کلهم اجمعین و یکجا، دست دشمنه و ما هیچ، ما نگاه. این اعتقاد قلبی منه که ما هنوز مهمترین سنگر حکومت رو فتح نکردیم. هنوز رسانه مون دست همون لژهای فراماسونری و بهایی ها و یهودی هاست.  هنوز بلندگوهامون دست دشمنه و ما هرچقدر هم داد بزنیم، نفسمون به صدای اونا نمیرسه. 

این صدا و سیما و سینما و تئاتر باید پس گرفته بشه ازشون. تنها راه همینه. 

...

اصطلاح جدید فاطمه:

با اینکه در کوزه های مدرسه باز بود، ولی حیای گربه هم بود!! 

دیروز مدرسه به همه ناهار داده. ولی فاطمه نگرفته. با اینکه ماکارونی بوده با ته دیگ. به قول خودش حیا کرده. 

فاطمه اول سال یه هفته امتحانی از ناهار مدرسه خورد، خوشش نیومد. گفت ترجیح میده بیاد خونه با مامانش و خدیجه غذا بخوره. ولی دیروز به مناسبت از دهن افتاده دهه فجر، به همه غذای مجانی دادن که فاطمه نگرفت و ضرب المثل فوق رو ساخت! 

از شیوه جدید عماد هم برای اعلان حضورش بگم که خدا رو شکر از ایجاد سر و صدا با وسایل مختلفو تلق و تلوق کردن، رسیده به سوت زدن خیلی ملایم. مخصوصا وقتی پایینه، صداش اصلا اذیت نمیکنه. 

فقط اعلان بودن و بیداری شه که برای من خیلی خوبه.