۲۰ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۶ ثبت شده است

همه در زیر سایه‌ نظام جمهوری اسلامی و فرزندان این میهن سرافرازید،بکوشید تا سهم خود از وظیفه‌ پیشبرد کشور به سمت هدفهای بزرگ را بشناسید و دنبال کنید

دیشب روحانی تو صحبتشون با مردم فرمودن که این پیروزی صلح و آشتی بر خشونت بود.

به غیر از ایشونم، خیلی از افراد دیگه، همین مدلی اظهار نظر کردن. 

درباره استفاده از لفظ "پیروزی" میخوام بنویسم. 

چقدر خوب میشد اینقدر باشعور میشدیم که میفهمیدیم انتخابات، مسابقه فوتبال نیست که برنده و بازنده داشته باشه

که در نتیجه اش برنده طلبکار جایزه باشه. و مثلا اجازه داشته باشه بازنده رو مسخره کنه و دست بندازه و بهش بی احترامی کنه. 

کاش میفهمیدیم انتخابات نوع پست مدرنی از فتح و لشگر کشی نیست تا در نتیجه اش، مخالفین رو بشه به عنوان غنیمت به اسارت گرفت.

کاش میفهمیدیم نتیجه انتخابات، فقط تعیین کننده میزان اقبال مردمی به اشخاص هست، نه ملاک تشخیص حق و باطل و درست و غلط. و در نتیجه حامیان منتخب مردم، لزوما اشخاص عاقل تر و فرهیخته تر و با فرهنگ تری نیستن. 

کاش میفهمیدیم هدف انتخابات سپردن مسئولیت اداره جامعه، دقت کنید، سپردن مسئولیت اداره جامعه به رئیس جمهور هست، نه دادن کاپ طلای قهرمانی! 

و به همین دلیل هم اصلا شوخی بردار نیست. نمیشه با رودربایستی و جناح بازی و قبیله گرایی توش شرکت کرد. 

این مدل انتخابات از خودکشی تو مترو بدتره. چون داریم با سرنوشت یه ملت بازی میکنیم و فقط خودمون رو فنا نمیدیم. 

اگه این فرهنگ عقلانیت و تفکر برای انتخاب در جامعه به وجود بیاد، دیگه کسی برای تبلیغات از بازیگر و خواننده استفاده نمیکنه و وزیر محترم ارشاد برای کسی هنرمند جور!!!  نمیکنه. 

دیگه لیست حامیان و تکذیب لیست حامیان و... خریداری نخواهد داشت. 

اون موقع دیگه کسی تو مناظرات برای اثبات خودش، دیگران رو نفی نمیکنه. و اونی که به جای ارائه برنامه و راهکار، طریق فحش و ناسزا رو در پیش بگیره، از همون اول منفور مردم خواهد شد. 

نتیجه همین استفاده از کلمه برد و باخت هست که عده ای رو برای به دست آوردن نتیجه دلخواه به هر کاری مجاز میکنه:

دستشون به تقلب و تغییر نتیجه برسه، همین کار رو میکنن.

و اگه نتونن و نتیجه انتخاب مردم مطابق میلشون نباشه، کشور رو به آشوب میکشن. 

و این بدترین نوع دیکتاتوریه که اتفاقا سردمدارانش، ادعای طرفداری آزادی بیان دارن...

 و یه نکته دیگه هم با توجه به دستور زبان جناب آقای روحانی و سابقه شون در استفاده از افعال معکوس، کاملا نسبتی که به مای خشونت طلب!! دادن درسته و با کمال میل میپذیریم! 

پی نوشت:

پیام خانم جولیک رو جواب دادم، ببینید چی فرمودن:

کل آرا باطله یک میلیون بوده. پنج شیش میلیون؟!

از همون اولش شروع می کنید آمار می سازید بقیه شو آدم با چه رویی بخونه؟

ولی می خونم. -به بالا برمیگردد و از جایی که نشانه گذاشته ادامه می دهد-

با توجه به اینکه روستای محروم کم نداشتیم که به روحانی رای داده باشه کامل، و حتی در مشهد هم نسبت دو به سه داره رای هاشون، این استدلال به زعم خودتون خفن که "تعرفه ندادن که طرفدارای رییسی نتونن رای بدن" از کجا در میارید؟ عملا هر جا ایکس نفر رای ندن ممکنه ترکیبی از آرا باطله و رییسی و هاشمی طبا و روحانی و میرسلیم سوخت شده باشه!

امیدوارم دموکراسیتون در صورتی که نتیجه اعتراضاتتون به برنده شدنتون نیانجامید، شامل عذرخواهی از ملت هم بشه. انقدر منت سر ما گذاشتید که بابت کمتر بودن طرفدارانتون نریختید بیرون، دهنمون رو صاف کردید. انگار هر کس رای کمتر میاره وظیفه داره بریزه بیرون. هر وقت فک کردین رای تون رو نشمردن، فک کردین تقلب شده و باز دم نزدید بیاید خودتونو با 88 مقایسه کنید. نه اینکه چون کمترین و تحقیر شدید بیاید بگید ما نمیریزیم بیرون ازمون ممنون باشید! ممنون که قبول دارید ملت قبولتون ندارن. مرسی. بزرگوارید. عزیزید. سرورید به خدا.

+رهبری هنوز از زیر بار انتخاب احمدی نژاد به عنوان نظرکرده امام زمان کمر راست نکرده، به شخصه هیچ چیز دیگری به دوش ایشون نمیذارم من. اصلا یعنی چه؟ مگه رهبر باید تعیین کنه من صلاحه به کی رای بدم که چیزی به دوشش باشه؟ چه ذوب در ولایتی بود جمله!

+جمله بی پایه و دروغ فقط اون پنج شش میلیون رای باطله. زیبا بود. خندیدیم!

+احمقانه ست که بگم، من دنبال شایعه نرفتم، دنبال تشکر از پیدا شدن داروهای شیمی درمانی مرحوم مادرم رفتم. انقدر لق لقه ی دهنشون کردن که دولت هیچکار نکرده و هر چی بوده کار خدا بوده باورتون شده گویا. تحربم هارم زعوس مقدس با صاعقه یکسان کرده بود مثلا.

در کامنت بعدی بگید تحریم ها رو به قیمت فروختن عزت ملت برداشتن با یکی از آجر های سفارت عربستان میزنمتون

...

فقط همین.

این جماعت اوج استدلالشون همینه.  یا یه چیزی حق و درست و خوبه، چون ما اینطور فکر میکنیم، و یا اصلا نیست! 

و حتی به خودشون اجازه کتک زدن میدن از بس که منطق دارن..

با این جماعت توقع دموکراسی داریم... 

  • شهاب الدین ..
  • يكشنبه ۳۱ ارديبهشت ۹۶

هر کسی که مسئول دولت بشود، بایستی از روز اوّل، همت خود را بگمارد به مسئله‌ اشتغال. تاخیر جایز نیست

"سلام 

فقط دلم میخواست ازتون تشکر کنم. این چند روزه هر روز پر اضطراب بود و حرفای شما آرامش بخش. درسته اینجا برای ما خواننده ها مجازیه اما واقعا حس خوب یه خونه واقعی رو میده که میشه توش آروم گرفت و تو محیط امنش رشد کرد.ممنون"

سلام. پیامتون خیلی بهم چسبید. مممنون از لطفتون. البته که این تعریفتون رو میذارم رو حساب بزرگواری تون. مطمئنا اشتباهات زیادی داشتم همیشه. ان شاءالله که بعد از این بیشتر از قبل اینجا احساس آرامش کنید...

خب، در ادامه تحلیل قبل، یه مطلبی باید اضافه کنم. 

اول یه فرض واضح:

شرط اجرای صحیح انتخابات این هست که اولا به گونه ای برنامه ریزی کنن که از تمامی افرادی که خواهان شرکت در انتخابات هستن، رأی گرفته بشه. 

ثانیا مسئولین برگزاری در حین فرایند انتخابات، وظیفه دارن به درستی دستورالعمل ها رو رعایت کنن و اگه کوتاهی کنن، در واقع به آراء مردم خیانت کردن. 

حالا اگه این فرض رو بذاریم کنار اون همه شکایتی که درباره نبودن برگه تعرفه و دیر رسیدن برگه و نبردن صندوق سیار به بیمارستان ها و تمام کردن قبل از موعد رأی گیری و... شد، چه نتیجه ای به دست میاد؟!

از طرفی رسم انتخابات گذشته این بود که آراء رو لحظه به لحظه به تفکیک استان و شهرستان و باطله اعلام میکردن. در حالیکه این بار فقط آراء تجمیع شده رو اعلام کردن و در نهایت هم مقدار دقیق آراء باطله رو اعلام نکردن. 

از طرفی علاوه بر اینکه ستاد آقای رئیسی اعلام کردن پیگیر تخلفات از راه قانونی هستن، خود وزارت کشور به این که بسیاری از صندوق ها برگه تعرفه نبوده و دیر رسیده، اذعان کرد. 

و جالب اینجاست که با وجود همه تخلفاتی که داشتن ناگهان به قانون رأی دادن در روز جمعه آنچنان پایبند شدن که خیلی ها رو از انتهابات محروم کردن! در حالی که سال 88 تو بعضی از صندوق ها، تا ساعت 1 و 2 نیمه شب رأی گیری ادامه داشت. 

خلاصه اینکه با شواهدی که هست، هیچ بعید نیست اگر انتخابات دقیق اجرا میشد و حق کسی ضایع نمیشد، حد اقل به دور دوم میکشید اگر نتیجه برعکس نمیشد. 

اما با این حال باز هم به نظرم خوبه که همین نتیجه رو بپذیریم. چرا؟!

یرای اینکه تعداد آراء روحانی بالاست. این 23 میلیون نفر، انتخابی کردن که در واقعیت اشتباه بوده و باید هزینه انتخابشون رو بدن. 

البته که حقیقتا از ته دل دعا میکنم دولت در ادامه، دست از منفعت طلبی شخصی اش برداره و بناش رو بذاره بر کار و تلاش برای مردم، ولی بعید میدونم همچین اتفاقی بیفته. 

و تقریبا مطمئنم وضعیت اقتصادی، علمی، فرهنگی کشور با مدیریت این دولت بدتر خواهد شد. 

ولی با اینحال باز هم فکر میکنم، در مجموع این برای همه بهتره. مردم باید به رشدی برسن که دیگه یه مشت بازیگر و خواننده براشون تصمیم نگیره. که دیگه فریب دروغ و وعده و وعید رو نخورن. که دیگه دغدغه های سطح پایینی مثل کنسرت! نداشته باشن. 

تا وقتی این جمعیت 20 میلیونی، در این حد از فهم سیاسی هستن، بهتره که سیاستمدار منتخبشون در رأس باشه. تا ببینن نتیجه اش رو. 

تا قبل از این، همه مشکلات هزینه اش رو دوش جمهوری اسلامی بود. قبول نمیکردن انتخاب اشتباهشون باعث مشکلاته. ولی الان و با وضعیت اسفبار اقتصادی و انکار تمام وعده های 4 سال پیش، این انتخاب دوباره روحانی، دیگه جایی برای گله مندی باقی نمیذاره و هیچ کس حق نداره از تبعیض و بی عدالتی جمهوری اسلامی گلایه کنه. 

ان شاءالله که باعث رشد و تصفیه بشه. به هر حال قسمت اعظم این افراد با اصل نظام موافقن و رو حساب دشمنی به روحانی رأی ندادن. و این افراد باید سطح سواد سیاسی شون بره بالا. 

ولی نباید از این موقعیت ناراحت بشیم. درسته که مشکلات زیادی در پیش داریم، ولی بایستی با روی باز استقبال کنیم. 

به قول شهید چمران، دنیا یه صحنه تئاتره. چه بهتر که به جای نقش سیاهی لشگر ساده، نقش اول سخت رو به عهده بگیریم. 

بذارید یه اعترافی بکنم. من یه بار تا تهش رفتم. و متأسفانه کم آوردم. و الان حسرتش رو میخورم. 

یه چیزی هم یادمون باشه: از الان خیلی بیشتر از قبل باید تلاش کنیم. تلاش برای کم شدن مشکلات. هر کسی در هر موقعیتی که هست، باید تلاش کنه و جلوی دشمن بایسته. شده در حد فقط خرید جنس ایرانی. 

  • شهاب الدین ..
  • يكشنبه ۳۱ ارديبهشت ۹۶

هیچکس نگوید رأی منِ تنها چه تأثیری دارد.گاهی یک رأی یا چند رأی، در سرنوشت یک کشور اثر میگذارد

خب بالاخره بعد 9 ساعت نتیجه انتخابات معلوم شد. 

خیلی حرفا درباره اش هست و دارم. 

ولی از اونجایی که علاقه خاصی به اعداد و ارقام داشتم همیشه، ترجیح میدم اول از جنبه عدد و رقم بررسی اش کنم. 

فرض رو میگیرم که نتیجه نهایی هم به همین نسبته. 

اول از همه اینکه به گزارش وزارت کشور حدود 42 میلیون نفر تو این انتخابات شرکت کردن. که با احتساب 56 میلیون واجد شرایط، خودش یه پیروزی بزرگه برای جمهوری اسلامی. 

البته که این حرف تکراریه، ولی من از تکرارش و یادآوری اش لذت میبرم. اینکه هنوزم اصل انقلابی که اتفاق افتاده بین مردم معتبره خیلی خیلی جای شکر داره. 

یه نگاه به آمار انتخابات تو کشورای دیگه کنیم، میبینیم آمار مشارکت بالای 50 درصد و اختیاری، تقریبا آروزشون هست. 

پرانتز باز:هستن کشورایی که انتخابات درش اجباریه و عدم شرکت جرم محسوب میشه و جریمه داره. پرانتز بسته. 

این آمار بالا یعنی مردم باور دارن که انتخابشون در سرنوشتشون مؤثره، در حالیکه در هیچ کشوری مردم تا این حد، این مسأله رو باور ندارن. به همین دلیل هم وقتشون رو تو صف رأی گیری تلف نمیکنن. 

اما از دیروز کلی خبر درباره تخلفات انتخاباتی و تقلب پخش شد که دولت، به عنوان مجری انتخابات تمام تلاشش رو کرده تا نتیجه انتخاب مردم رو تغییر بدن. 

ولی با این آمار اولیه، من فکر نمیکنم نتیجه تغییر فاحشی کرده باشه. حالا دونه دونه توضیح میدم:

اول از همه مسأله کمبود تعرفه و بردن صندوق رأی قبل از تموم شدن ساعت رأی گیری و رأی نگرفتن بعد از ساعت 12 شب به اعتراف خود وزارت کشور. 

با فرض اینکه تمام این موارد حقیقت داشته باشه، به خاطر تعداد بالای مشارکت، به نظر نمیاد تمام تمام این موارد بیشتر از 2 میلیون باشه. حتی اگه تمام این 2 میلیون نفر، خواسته باشن که به آقای رئیسی رأی بدن، باز هم جبران اختلاف آراء رو نمیکنه و نتیجه همین خواهد بود. 

تخلف بعدی مهر نزدن بعضی برگه های رأی بود که باعث میشد رأی باطل محسوب بشه. 

تو این مورد شایعه زیاد بود، حتی میگفتن دلیل دیر شدن اعلام آراء این بوده که تعداد این برگه ها بالا بوده و سر شمردن یا نشمردنشون اختلاف بوده. 

اما در نهایت و بعد از اعلام نتیجه، کلا نزدیک 700 هزار رأی از 25/9 میلیون رأی باطل اعلام شد که معلوم میشه یا تعداد این برگه ها پایین بوده و یا شمرده شدن.

که باز هم در نتیجه تغییر نمیکنه. این مقدار برای تغییر نتیجه رأی خیلی کمه. 

تخلف بعدی تبلیغات غیر قانونی ستادهای روحانی اطراف شعب اخذ رأی هست و اینکه حتی بعضی موارد خرید و فروش رأی هم گزارش دادن. و گفته شد تعدادی هم در راستای این تخلفات انتخاباتی دستگیر شدن. 

من فرض میگیرم تمام این تخلفات انتخاباتی نتیجه بخش بوده و رأی مردم رو تونستن بخرن و تغییر بدن. و حتی بالاتر از این فرض میگیرم مثلا تونسته باشن 10 میلیون رأی با همین شیوه جمع کنن. 

باز هم باید قبول کنیم این 10 میلیون نفر همینن! در همین حد از فهم سیاسی!

خب، آیا باید به رأیشون اعتراض کرد؟! نه! حتی ممکنه خودشون هم ظرف مدت کمی از رأیی که دادن پشیمون بشن، ولی ناگزیریم ما و خودشون از پذیرفتن این نتیجه.

تخلف بعدی مثلا این هست که در برگه اسامی نامزدها، ترتیب حروف الفبا رعایت نشده بود، یا شهرت آقای رئیسی در بعضی موارد ذکر نشده بود و یا فونت اسم روحانی، درشت تر از بقیه بوده. 

این موارد هم اگرچه، تخلف هست، ولی باز هم تأثیر معنا داری در انتخابات نداره. 

مورد دیگه این بود که گزارش دادن در بعضی صندوق ها ناظرین ستاد آقای رئیسی رو راه ندادن یا برای بعضی ناظرین کارت صادر نکردن. 

البته که چون شمارش آراء توسط خود مردم هست و زیر نظر ناظر شورای نگهبان، بعیده بتونن تقلب معنا داری تو این صندوق ها کرده باشن، ولی در عین حال باید منتظر موند و دید که اعتراضی در این زمینه خواهد شد یا نه. 

اگر ستاد آقای رئیسی در این مورد شکایت نکنه، یعنی باید خیالمون راحت باشه، از این لحاظ هم نتیجه رأی قابل اعتماده. 

در مجموع باید گفت نتیجه انتخاب مردم همین بوده:

در حدود 25 درصد مردم نخواستن مشارکت کنن

از 75 درصدی که مشارکت کردن، اکثریتشون موافق دولت فعلی و شیوه مدیریتش بودن و شکایتی نسبت به تمام بی عدالتی ها و تبعیض ها و نقض قوانین نداشتن. 

ان شاءالله که نتیجه واقعا برای همه مون خیر هست. 

و از همه مهمتر، اینکه همه اش فدای یه تار موی رهبر عزیزمون.

سر آقامون به سلامت، چشم دشمنانش کور، ان شاءالله..

پی نوشت مهم:

بنا بر اخبار موثق، تعداد آراء شمرده نشده به خاطر مهر نخوردن برگه رأی، بیشتر از 5 میلیون!  رأی هست و تقریبا تمامش به نام آقای رئیسی هست. گویا که تقاضای ستاد آقای رئیسی تطابق شماره سریال ها و شمردن این آراء هست. 

چرا که اگر مهر نداره، مسئول مستقیمش خود وزارت کشور هست که باید جبران بشه. 

با اینحال اگه شکایت مؤثر واقع نشه و با همین نتیجه کار تموم بشه، باید صبر کنیم و چشم به فرمان رهبر داشته باشیم. بدون کوچکترین تخلف و نافرمانی.

  • شهاب الدین ..
  • شنبه ۳۰ ارديبهشت ۹۶

خدای متعال را بر نعمت مردم‌سالاری و انتخابات و حضور مردم سپاسگزاری میکنیم. این نعمت بزرگی است. بحمدالله مردم ما هم شکرگزار این نعمت هستند، چون میبینید که شرکت میکنند

بالاخره تموم شد.00:02:46

رأی گیری رو میگم. با همه بالا پایینش. و چقدر جالب خدا همه اون چیزی رو که در باطن قلبشون مخفی کرده بودن، رو کرد! 

این مدت یک ماهه تبلیغات و رفتارها و اظهار نظرهاشون و شیوه برگزاری انتخابات و... 

خلاصه که الان همه چیز عین روز روشنه. 

اینم از برکات خفیه بود که دوره قبل این آقا رأی بیاره و 4 سال سر کار باشه. و الا که اگه همچنان رئیس جمهور نشده بود و اون گوشه ها برای خودش مشغول بود، من نوعی از کجا باید میفهمیدم حضرت آقا مبتکر نظریه اخراج ارتشی ها بودن و قصد داشتن به بازنشسته های ارتش یه حقوق بخور، نمیر بدن؟!

یا مثلا کی میرفتم مطالعه کنم ببینم کی قصد داشته مفسدین رو تو نماز جمعه اعدام کنه تا ملت روحشون شاد شه؟!

و کلی مطلب دیگه.

امروز هم که دیگه آخرین زورشون رو هم زدن. درست مثل بچگی هامون. یه عده بودن که طاقت باخت نداشتن، تا میدیدن دارن میبازن، توپ رو برمیداشتن و میرفتن! نمیذاشتن بازی تموم شه.

حالا هم هر چیزی که سال 88 به عنوان تخلف و تقلب مطرح کردن و نتوستن حتی یه دلیل براش بیارن و اثبات کنن، امروز انجام دادن تا... 

تاش رو عرض میکنم خدمتتون. قصدشون عوض کردن نتیجه آرا نبود. چون با تمام این تخلفات، اگه همه کسانی که قصد شرکت داشتن، تونسته باشن رأی بدن، نتیجه آنچنان توفیری نمیکنه. 

فقط مردم رو عصبی و تحریک میکنه و شایعه تقلب، باور پذیز میشه. 

نتیجه اینکه هم احتمال آشوب و درگیری بالا میره و هم اینکه بعد از اعلام نتیجه و نگرفتن نتیجه دلخواه، میتونن بگن تقلب شده، پس انتخابات باطل! 

در حالی که اگه ما خونسردی مون رو حفظ کنیم و به شورای نگهبان اعتماد کنیم، ان شاءالله نتیجه همون چیزی خواهد بود که مردم انتخاب کردن. و این مهمترین مسأله است. 

البته که در مورد تعرفه ها، شیطنت هایی کردن و عده ای رو علنا از شرکت در انتخابات محروم کردن. 

ولی مجموعا باز هم شکر داره این انتخابات و باید از اینکه به سلامت انجام شد خوشحال باشیم. 

نتیجه هم هر چی باشه، باز مطمئنا خیر خواهد بود. اگر حقیقتا عموم مردم تغییر رو انتخاب کرده باشن، خب البته خدا هم نصرت خودش رو خواهد فرستاد و ان شاءالله مقدمات ظهور فراهم خواهد شد. 

و اگر هم هنوز به ضرورت تغییر نرسیده باشن، نتیجه انتخابات باعث رشدمون خواهد شد. 

ولی چیزی که واقعا از دیدن و شنیدنش خوشحال شدم، این حضور بیشتر از 40 میلیونی مردم بود. واقعا باعث افتخاره برای همه مون این مشارکت بالا. همه مون تلاش کنیم این شادی بزرگ رو به کام مردم تلخ نکنیم. 

  • شهاب الدین ..
  • شنبه ۳۰ ارديبهشت ۹۶

انضباط مردم خیلی باارزش است؛هم قبل ازانتخابات،هم روزانتخابات وهم بعد ازآن.این همان چیزی است که بسیاری ازکشورهاندارند.ملت ایران تجربه کرده است که انضباط چقدربه نفع اوست وبی‌انضباطی چقدرمضراست

 

امشب عماد میگفت دلشوره دارم برای انتخابات. گفتم: چرا؟

- به این خاطر که اگه آقای رئیسی رأی نیاره، چی میشه؟

:چی میشه مگه عزیرم؟ خدا که هنوز نمرده!  دنیا همون دنیاست، با همون سخت و آسونش. 

- برای اینکه بعدش مسخره امون میکنن، مثلا همین مغازه سر کوچه! دیگه نمیتونیم بریم ازش خرید کنیم...

البته که من امیدوارم همه مون به اون حد از شعور رسیده باشیم که انتخابات رو مسابقه برد و باخت فرض نکنیم و نتیجه انتخابات رو وسیله دشمنی نکنیم. نه فقط آشوب که حتی دست از تمسخر و تخریب هم برداریم.

و حتی از این بالاتر بعد از انتخابات، خوب یا بد کاندید منتخب رو گردن هوادارن و حامیانش نندازیم. قبول کنیم که بعد از انتخاب شدن یک نفر، تنها و تنها خودش مسئول مستقیم کارها و تصمیماتش هست، درست یا غلط. و هوادارنش هیچ نقشی در فساد یا اصلاحش ندارن. 

که اگه به این فهم و شعور برسیم، ان شاءالله ریشه حزب و گروه و جناح بندی و خط کشی از بین میره در آینده دیگه طرفداری ها و تخریب های کیلیویی در انتخابمون موثر نخواهد بود. این آرزوی قلبی منه. 

ولی در جواب عماد گفتم: بهتر! چرا توقع داری همیشه سالم و سلامت زندگی کنی هیچ اهانتی به خاطر اعتقادت بهت نشه؟این چه سبک زندگی مصلحت مدارانه ای که داری انتخاب میکنی؟! 

اصلا بذار این اتفاق بیفته و طعم ملامت و سرزنش رو بچشی، بلکه یه کم درک کنی 40 شبانه روز حضرت زهرا سلام الله علیها، خونه به خونه رفتن برای روشنگری و در نهایت حتی یک جواب مثبت نشنیدن یعنی چی؟!

هرچند که تو و موقعیت در عافیتت کجا و ایشون و اون همه مصیبت و دشمنی کجا؟!

نترس پسر! با روی باز برو به استقبالشون، از آبروت مایه بذار، اشکال نداره...

خودم هم به این مساله باور دارم. منم کم سرزنش نشدم. مخصوصا تو دانشگاه، ولی همه اش رو به جون میخرم، فدای یه تار موی رهبرم..

یه سوالی هم درباره  پست قبل داشتم، این پست درباره یکی از بسیجیانی هست که در سال 88 مورد ضرب و شتم فتنه گرا قرار گرفتن. و البته مصائبی برای خودشون و خواهرشون پیش اومد که نوشتم، ولی بعد صلاح ندیدم عمومی اش کنم. 

همینقدر بگم که ما تک تک لحظات آروم و در امن و امانمون رو مدیون ایشون و امثال ایشون هستیم. ما فردای قیامت باید جوابگوی قطره قطره خون این افراد باشیم.

...

بسم الله الرحمن الرحیم

من اعتقاد دارم که خدای بزرگ انسان را به اندازه درد و رنجی که در راه خدا تحمل کرده است پاداش می‌دهد، و ارزش هر انسانی به اندازه درد و رنجی است که در این راه تحمل کرده است، و می‌بینیم که مردان خدا بیش از هر کس در زندگی خود گرفتار بلا و رنج و درد شده اند، علی بزرگ را بنگرید که خدای درد است که گویی بند بند وجودش با درد و رنج جوش خورده است. حسین را نظاره کنید که در دریایی از درد و شکنجه فرو رفت که نظیر آن در عالم دیده نشده است، و زینب کبری را ببینید که با درد و رنج انس گرفته است. 

درد دل آدمی را بیدار می‌کند، روح را صفا می‌دهد، غرور و خود‌خواهی را نابود می‌کند. نخوت و فراموشی را از بین می‌برد، انسان را متوجه وجود خود می‌کند. انسان گاهگاهی خود را فراموش می‌کند، فراموش می‌کند که بدن دارد، بدنی ضعیف و ناتوان که، در مقابل عالم و زمان کوچک و ناچیز و آسیب پذیر است، فراموش می‌کند که همیشگی نیست، و چند صباحی بیشتر نمی پاید، فراموش می‌کند که جسم مادی او نمی تواند با روح او هم پرواز شود، لذا این انسان احساس ابدیت و مطلقیت و غرور و قدرت می‌کند، سرمست پیروزی و اوج آمال و آرزوهای دور و دراز خود، بی خبر از حقیقت تلخ و واقعیتهای عینی وجود، به پیش می‌تازد و از هیچ ظلم وستم رو گردان نمی شود. اما درد آدمی را به خود می‌آورد، حقیقت وجود او را به آدمی می‌فهماند و ضعف و زوال و ذلت خود را درک می‌کند و دست از غرور کبریایی برمی‌دارد، و معنی خودخواهی و مصلحت طلبی و غرور را می‌فهمد و آن را توجه نمی کند. 

خدایا تو را شکر می‌کنم که با فقر آشنایم کردی تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار درونی نیازمندان را درک کنم. خدایا هدایتم کن زیرا می‌دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است. خدایا تو را شکر میکنم که باب شهادت را به روی بندگان خالصت گشوده ای تا هنگامی که همه راه‌ها بسته است و هیچ راهی جز ذلت و خفت و نکبت باقی نمانده است، می‌توان دست به این باب شهادت زد و پیروزمند و پر افتخار به وصل خدایی رسید. 

  • شهاب الدین ..
  • جمعه ۲۹ ارديبهشت ۹۶

دو روز به انتخابات بیشتر باقی نمانده است و بحمدالله محیط کشور، محیط آرام، همراه با آرامش و سکینه است؛ این خیلی ارزش دارد

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • شهاب الدین ..
  • پنجشنبه ۲۸ ارديبهشت ۹۶

جامعه مثل پیکر انسان است،ببینیم به کجا خون نمیرسد؟از موارد اوقات تلخی‌های بنده با مسئولین این بوده است که چرا اولویت‌ها را رعایت نمیکنید؟

کمتر از بیست دقیقه پیش رسیدیم. تمام بعد از ظهر رو مترو، خط 3 و 4 بودیم. البته یه ساعتی هم رفتیم مصلی و برگشتیم. 

یه تغییر کاملا محسوسی نسبت روزهای قبل به وجود اومده. عموم مردم حساسیتشون نسبت به انتخابات بیشتر شده و مشتاقانه تر وارد بحث میشن. 

این وسط البته یه عده ای هستن که صم بکم، حتی حاضر به گفتگو نیستن! یعنی تنها صحنه ای که برام تداعی میشه، اون داستان نحوه مسلمان شدن ابوذر غفاری هست. 

اینطور نقل شده که ابوذر برای زیارت خانه خدا قصد داشته بیاد مکه. ولی به توصیه اطرافیانش، برای اینکه یه وقت تحت تاثیر حضرت محمد صلی الله علیه و آله قرار نگیره، ‌گوش هاش رو بسته بوده. 

اما بعد با خودش فکر میکنه چرا من باید همچین کاری بکنم؟! بذار بشنوم و خودم قضاوت کنم. 

یعنی این گروه مورد بحث، حتی تا این حد هم به خودشون اجازه نقد و تفکر نمیدن. همون که آقاشون گفته!! و بعد جالبه که تبعیت ما رو از ولی فقیه اعلممون مسخره میکنن! 

ولی الحمدلله بقیه خیلی بازتر برخورد میکنن و موضع نمیگیرن. حتی بعضی شون امروز خیلی راحت از دغدغه های غیر شرعی سون میگفتن. که مثلا اگر روحانی رأی نیاره، دیگه نمیتونن روابطشون رو ادامه بدن. 

منم از همین دغدغه استفاده کردم. که بله، امکانش هست. منتها نه به اجبار دولت. بلکه به انتخاب خودت. وقتی ببینی امکانات مادی ازدواج برات فراهم شده، شاید دلت خواست رابطه ات رو شرعی کنی. 

از اون دسته فوق الذکر آقایی هم بود که به همون شیوه پدیده نگاه کردن تو عنبیه و دروغ و تهمت بافتن، تو چشام نگاه کرد و گفت: معلومه که باید بیای تبلیغ کنی براشون!  وقتی فلان تومن پول میگیری و قراره بعد انتخابات بهت خونه بدن، چرا که نه و... 

خب البته که من کلا این صحبتا رو جواب نمیدم. چون فایده نداره. ولی خدایی اش نه پول گرفتم و نه اصلا کسی رو میشناسم که بخوام برم پول بگیرم. حقیقتش در حال حاضر هیچ مشکل مالی ندارم الحمدلله. حتی اگه خدای نکرده قرار باشه این دولت ادامه پیدا کنه هم، باز فکر نکنم خیلی برای شخص من ضرر داشته باشه. 

حتی اگه از وزارت دفاع اخراج هم بشم، باز کار دارم و در نمیمونم به لطف خدا. حتی نگران پسرها هم نیستم. اونا همین الانش کار و درآمد دارن. 

نگران اون سند کوفتی هم نیستم، فوقش دیگه نمیذارم بچه هام مدرسه برن. 

من حقیقتا نگران مردمم. همه مردم. واقعا دلم میگیره از اینکه میبینم کشور به این وسعت و با این همه ثروت، باز یه عده کثیری به واسطه تبعیض و بی عدالتی محرومن. واقعا بهم نمیچسبه تمام دارایی هام، وقتی میدونم چقدر کمبود و نارسایی وجود داره. نمیتونم راضی و خوشحال باشم از این وضع. 

و قرار هم نیست اگر دولت عوض شد برای شخص من اتفاق ویژه ای بیفته. همونطور که زمان احمدی نژاد نیفتاد. ولی همون موقع، از شنیدن تک تک اقدامات جهادی اش در ارتباط با محرومین از ته دل خوشحال میشدم. 

آرمان من برای انتخابات پیش رو و اصرارم برای عزم همگانی بر تغییر، اینه: رفع محرومیت از همه مردمم. آبادی همه ایران عزیزم. ولو اینکه به من فشار بیاد و مجبور بشم بیشتر تلاش کنم. این بهتر از اونه که به خاطر پایتخت نشینی، همیشه عذاب وجدان کم کاری مسئولین رو داشته باشم. همیشه شرمنده باشم. من به خواست خودم اینجا به دنیا نیامدم.

یه پیام خصوصی هم داشتم درباره اطلاعات به درد بخور برای تبلیغ. خب البته به اندازه کافی تو اینترنت مطلب پیدا میشه. ولی مثلا یکی از خبرهایی که شدیدا مردم رو درگیر میکنه، لیست اقلام وارداتی این دولت هست که پرینتش رو نشون میدم. 

از چوب بستنی گرفته تا بیل و کروات و فرغون و پونز و... 

که در واقع به جای پول نفت داره وارد میشه. 

یا اگه بخوان از برجام دفاع کنن، متن اصلی و ترجمه اش همراهم هست و دقیقا براشون توضیح میدم کجای کار ایراد داره. 

  • شهاب الدین ..
  • چهارشنبه ۲۷ ارديبهشت ۹۶

ملت ایران این فرصت گزینش را تا قبل از انقلاب نداشت. ملت تماشاچی و بی اختیار محض بود

هیچ وقت تو هیچ انتخاباتی عضو ستاد تبلیغاتی نشدم تا الان، ولی همیشه به اندازه وسعم سعی کردم اطلاع رسانی کنم حداقل. 

امسال هم همچنان عضو هیچ ستادی نبودم و نیستم، ولی دو سه روزه با بچه ها داریم کار منسجم تری میکنیم. از عصر تا شب فقط مترو. دونه دونه میشینیم به صحبت و حرف از انتخابات که آیا شرکت میکنید و نظرتون نسبت به وضع جامعه چیه و...

طبق آماری که ما به دست آوردیم، تقریبا بالای 95 درصد مردم نه فقط راضی نیستن از وضع موجود که شاکی ان شدید. ولی از این بین شاید حدود 20 الی 25 درصد یا نمیخواستن به کل رأی بدن، یا اینکه قصدشون بود که به همین جناب روحانی رأی بدن. 

دلیل اکثرشون هم این بود که فرقی نمیکنه، اولا که حتما باز هم رأی میاره و ثانیا از کجا معلوم که نفر بعدی بهتر باشه. 

البته این افراد غیر از اون دسته ای بودن که سفت و سخت طرفدار روحانی بودن و معتقد بودن وضعیت الان خیلی هم خوبه. 

این افراد کاملا واضح بود که اطلاعاتشون ناقصه. یعنی با چند تا آمار و ارقام و کلیپ، کلی نظرشون عوض شد و حتی ازم خواستن که هر چی مطلب دارم براشون بدم تا بشینن ببین و تصمیم بگیرن.

از جمله اطلاعاتی که خیلی زود همه مبهوتش میشدن، قضیه نحوه فروش نفت بود که وقتی براشون توضیح میدادم ما درواقع داریم نفت رو به شیوه پایاپای میفروشیم و به جاش مثلا فلان قدر مربا وارد کردیم، کفرشون بالا میامد!!

یا اینکه نسبت به شخص آقای رئیسی شناخت نداشتن و کمی رزومه و اطلاعات کافی بود تا به فکر بیفتن. 

من هم از اول قرارم با پسرا همین بود. که اصرار نکنن. فقط همین که راضی به تحقیق و استدلال بشن، خوبه. نتیجه گیری باید با خودشون باشه. 

اما اون عده ای که راضی بودن به وضع موجود، خیلی جالب بود که اکثرا جوابی نداشتن برای مشکلات و اینکه چطور قرار هست مشکلات حل بشه. یعنی تنها جوابشون این بود که خب هنوز کار تموم نشده. اگر 4 سال دیگه دستش باشه، اون موقع همه چی درست میشه. 

ولی توضیح نمیدادن چرا دولتی ها باید برای خودشون امتیاز ویژه قائل بشن و تکلیف تخلفاتی که انجام دادن چی میشه؟

یا اصلا یه سوال خیلی ساده تر:که یه نمونه از وعده های آقای روحانی که انجام داده رو مثال بزنید. واقعا به این سوال هم جواب نمیدادن. 

و این به نظرم خیلی بده. اینکه نتیجه انتخابات چی باشه، یه طرف. اینکه یه عده زیادی با چشم بسته و بدون هیچ تحلیل و منطقی،حداقل برای خودشون، میرن رأی بدن هم یه طرف. 

من حتی به نجم الدین هم گفتم باید یه جدول ارزیابی درست کنه و از روی اون انتخاب کنه که به کی رأی بده. که دقیقا همین کار رو کرد و به نتیجه میرسلیم رسیده فعلا،اگه ایشون انصراف ندن. 

بعد جالبه که مدعیان آزادی بیان، همین اندازه هم به حامیانشون حق انتخاب نمیدن و براشون بیانیه حرکت گله وار گوسفندمأبانه میخونن!! که بیاید بی حرف و بحث به همونایی که ما میگیم رأی بدین تا ما بیشتر بتونیم چپاول کنیمتون! 

این همون استفاده تزئینی از لفظ آزادی هست و ژست حقوق شهروندی گرفتن. و الا که تعیین تکلیف کردن اگه خوب بود، اول از همه بایستی آقا برامون میکردن که تا الان نکردن و نمیکنن. 

کاش میفهمیدن،کاش..

  • شهاب الدین ..
  • سه شنبه ۲۶ ارديبهشت ۹۶

هشتاد میلیون جمعیتیم ما!این در چشم دشمن ابهت ایجاد میکند.اگر میخواهید این عظمت برای ما باقی بماند، باید در انتخابات شرکت کنید!

این چند روزه با خیلی ها درباره انتخابات صحبت کردم. مخصوصا با کسانی که هنوز بر ادامه وضع موجود پافشاری میکنن و معتقدن اوضاع اوتقدرها هم بد نیست. 

ته ته تمام استدلالشون که چرا باز میخوان به روحانی رأی بدن، یه چیزه: بی قید و بندی. 

میترسن اگه روحانی رأی نیاره، محدود بشن و از خوشی هاشون صرف نظر کنن. 

یعنی واقعا هیچ مزیت دیگه ای نتوستن اسم ببرن. تو هر مسأله ای، الحمدلله حسن خان اونقدری گند زده که نشه جمعش کرد. 

منم در جواب گفتم اتفاقا تو این مورد هم باز دارید به کاهدون میزنید. و الا کدوم آزادی واقعی تو این 4 سال بیشتر شده؟!

بله ما الان آزادیم انتخاب کنیم که برای سفر به ترکیه بریم و از مأمور گمرکش کتک بخوریم یا به قرقیزستان بریم و فلان یا... 

الان دقیقا چه محدودیتی بیشتر از این فقر و بیکاری و رکود، قابل اعماله که ازش میترسن؟!

همین مدرک تقلبی اش به اندازه کافی آبرو ریزی هست برامون تو دنیا. یعنی هرجا بری بگی تو کشوری زندگی میکنی که رئیس جمهورش مدرکش تقلبیه و مردم میدونن و باز میخوان بهش رأی بدن، قطعا پناهندگی بهت میدن. 

البته صحبتم با این افراد برای تغییر نظر و عقیده شون نبود، بیشتر از روی حس کنجکاوی ام بود که بفهمم چه منفعتی براشون داره. 

و نتکه جالب اینکه عموما افراد کم اطلاعی هستن. از اون دست افرادی که دنیا رو آب ببره، اینا رو خواب میبره. 

یه چند نفری هم استدلال کردن به اینکه مثلا فلان خواننده و بازیگر و کوفت از روحانی حمایت کردن!!! یعنی خود بیشعور هم پیش اینا باشعور محسوب میشه. و جالبه که یه کلیپ دیدم از پشیمونی همین بازیگرا و هنرمندا که چرا سال 92 حمایت کردن!!

البته از حق نگذریم، بودن کسایی که باورشون این بود رئیس جمهور باید دو دوره ای باشه و فرقی نمیکنه به کی رأی بدیم. یا اینکه خیلی از ابعاد فاجعه اقتصادی کشور آگاه نبودن که وقتی براشون توضیح دادم، خیلی راحت اعتراف کردن که قطعا به روحانی رأی نمیدن. 

یکی هم بود که توقع داشت براش اثبات کنم آقای رئیسی برنامه جامع و کاملی داره. نه که سری قبل روحانی برنامه داشت و طبق برنامه عمل کرد و الان هم برنامه کامل داره! البته که در نهایت خودش به این نتیجه رسید میرسلیم گزینه اصلحه. 

حالا درسته طبق نظرسنجی ها، رأی میرسلیم پایینه، ولی انصافا حرفا و صحبتاش خیلی خوب و منطقیه. اخلاق و منشش هم خدایی خیلی خوب و مؤدبه. خیلی هم باسواده. کاش حداقل به ایشون رأی بدن به جای روحانی.

یه نکته ای هم خیلی مهمه: امنیتی که آقا فرمودن. این حرف آقا فقط یه توصیه و هشدار ساده نبود. به آماده باش بود از اینکه دشمن چه نقشه های شومی کشیده و میخواد که چه غلطایی بکنه. 

حواسمون رو جمع کنیم، تو زمین دشمن بازی نکنیم. هیجانات خیابونی در واقع هیچ نقشی تو نتیجه انتخابات ندارن. کسی با داد و بیداد و پوستر نظرش تغییر نمیکنه. باور کنیم هرچقدر فضا رو آروم تر نگه داریم، نتیجه انتخابات بهتر میشه. 

خلاصه اینکه از تجمعات بی دلیل خیابونی شدیدا خودداری کنیم. 

  • شهاب الدین ..
  • يكشنبه ۲۴ ارديبهشت ۹۶

مسئله‌امنیت وآرامش درانتخابات بسیارمهم است.مسئولان همه بایدمراقبت کنندامنیت حفظ شود.اگرکسی بخواهدعلیه امنیت کشورقیام کند،قطعاباعکس‌العمل سخت مواجه خواهدشدوقطعابداندسیلی خواهدخورد

قبل از هر چیز یه دعا میکنم، لطفا آمین بگید:

خدایا! لطفا هیچ وقت، حتی تو خواب عقلمون رو از کار ننداز تا بتونیم تصمیم درست بگیریم. 

تا قبل از این برداشتم نسبت به خواب بد و کابوس که زهرا همیشه ازش نالان بود، خواب های ترسناک و دلهره آور و خشن بود. ولی چند شب پیش خوابی دیدم خودم که موقعیت و فضاش به هیچ وجه عجیب و غیر عادی و ترسناک نبود. 

ولی بعد که بیدار شدم تا چند روز بابت تصمیمات به شدت ابلهانه ای که تو خواب گرفته بودم، حالم از دست خودم گرفته بود. 

حالا خیلی وقتا خوابم اصلا یادم نمیمونه، ایندفعه با تمام جزئیاتش و به صورت فول اچ دی، برام تکرار میشد! 

خلاصه که خواب بد، ممکنه اصلا ترسناک نباشه، کافیه توش کمی دیوانگی باشه. 

زندگی هم واقعیتش همینه. هیچ چیزی وحشتناک تر از بی عقلی نیست. و دیوانه ها، ترسناکترین انسان ها هستن. چون هیچ کاری ازشون بعید نیست. فقط خدا نکنه به پست و مقامی برسن، دیگه واویلا... 

بگذریم... مظنه پایان نامه دکتری چند؟!خبر دارین؟!

ایشون که امید خدا رفتنی هستن، خیلی هم مفتضحانه خواهند رفت. فقط تو فکرم چه کسایی هنوزم حاضرن براشون هزینه کنن و بهش رأی بدن؟!

حقیقتش همون 4 سال پیش هم خیلی یهویی و موجی رأی آورد. تا قبل حمایت حاج خاطره و اون دوست شطرنجی شون و کنار رفتن عارف هیچی رأی نداشت. 

بعدم که خیلی لب مرزی رأی آورد. تو این 4 سال هم که جز حرف و شعار و فحش و دروغ و انکار، دستاورد دیگه ای نداشته. 

با این وضع طرف یا خیلی باید پرت باشه که دوباره بهش رأی بده، یا همون! 

این منطقیه که خدیجه منم میفهمه: اگه یه بار الکی دستم رو جلوش مشت کنم و باز کنه و ببینه پوچه، برای بار دوم دیگه باز نمیکنه! گول نمیخوره که شاید این بار چیزی تو دستم باشه. 

یه پیام خصوصی هم داشتم در مورد نحوه امر به معروف و... 

اول که بابت رفتاری که باهاتون شده، متأسفم. بله یه عده هستن که هیچ حد و مرطی قائل نیستن و هرچی به عقل ناقصشون برسه، میگن. وخیلی هم شنیدن لین حرفا دردآوره. 

ولی خوبه که ما هم بدونیم و مطمئن باشیم به حرف گربه سیاه بارون نمیاد. عزت و آبروی آقامون با این حرفا لکه دار نمیشه. ضمن اینکه این حرفا نشون میده دشمن چقدر زبون و پست و دست خالیه که متوسل به ناسزا شده. و الا اگه دلیل و منطق داشت، استفاده میکرد. 

از طرفی این نحوه امر به معروف برای همه به این صورت واجب نیست. به توان و روحیه افراد هم بستگی داره.

وقتی شما میبینید جو مقابلتون خیلی سنگینه و شما تنها هستین، اصلا بهتره از اول وارد بحث نشید. البته که تکنیک هایی هم این مسئله داره که میشه از اهل فن یادگرفت. به نظرم حوزه های بسیج مساجد تو این موارد آموزش میدن.

یه نکته دیگه هم اینکه قبل از هرچیز، عمل و اخلاق فردی و شخصی ما میتونه آمر به معروف یا ناهی از منکر باشه. چطور؟ اینکه اسلام و دستوارتش رو با دل و جون بپذیریم و از بندگی کردنمون لذت ببریم. 

به حدی که همه توفیقاتمون رو بشه به دینداری مون نسبت داد. به این معنی که دیگران متوجه بشن سبک زندگی دینی چه اثرات و خیراتی برای ما داشته. در این صورت خیلی از صحبتا و شبهه ها دیگه اصلا مطرح هم نمیشه. 

و رعایت اخلاق خوب و روی باز هم خیلی مهمه. اینکه حواسمون باشه با همه، حتی اونی که علنا گناهی مثل روزه خواری و بی حجابی میکنه، خوش اخلاق باشیم و از موضع بالا و برتر حرف نزنیم. 

...

عید همگی مبارک. دعا کنیم برای هم، مخصوصا انتخابات.. 

  • شهاب الدین ..
  • جمعه ۲۲ ارديبهشت ۹۶

اگرمیخواهیدنظام اسلامی اقتدارخودش راحفظ بکند،درانتخابات شرکت کنید.مهم نیست به چه کسی رأی میدهید،مهم این است نشان دهیدحاضریدازکشوردفاع کنید.اگرهمت مردم ادامه پیداکند،دشمن غلطی نمیتواندبکند

یه سوال یا در واقع پیشنهاد داشتم که چرا با یه سری از تبلیغات احساسی و شعاری، برای آقای رئیسی تبلیغ نمیکنم اینجا؟

اتفاقا من یکی از مخالفات احساسات و شور انتخاباتم. البته آرزو دارم همه شرکت کنن، ولی نه از روی احساسات و موج و هیجان. بلکه انتخاباتی درست و خوبه که همه از روی فکر و استدلال و بدون در نظر گرفتن حزب و جناح و باند رأی بدن. 

این مدل تبلیغات مد نظر شما اگر هم تاثیری در رأی کسی داشته باشه، به درد نمیخوره. چون دقیقا به همین شیوه هم میتونه به رأی مخالف تبدیل بشه. 

یه سوال یا شبهه هم مطرح شده درباره اینکه چرا آقای رئیسی با وجود اینهمه شعار درباره عدالت، هنوز مالیات آستان قدس رو درداخت نکردن! 

خب اولا این حرفتون از کجاست؟منبع دارید از وزارت دارایی که آستان قدس مالیات میده یا نمیده؟

ثانیا اینکه، اساسا آستان قدس و بقیه موقوفات، قانونشون متفاوت هست و امام خمینی در نامه ای کتبا، آستان قدس رو از پرداخت مالیات معاف کردن. با این حال آقای رئیسی همون ابتدای کارشون، از مقام معظم رهبری کسب تکلیف کردن. و در حال حاضر، دقیقا مطابق وظیفه عمل میکنن. 

صحبتای حضرت آقا رو دیدین یا خوندین؟!چقدر قشنگ این کنکور محوری و دانشجو پروری سیستم آموزش و پرورش رو نقد کردن!! واقعا همینطوره ها. یکی از مشکلات همینخ که مدرسه انگار فقط و فقط مسیرش باید به دانشگاه ختم بشه، والا فایده نداشته. 

درحالیکه مدرسه باید اولا با سرعت بیشتری طی بشه و ثانیا به کار و زندگی ختم بشه. 

چه برای دخترها و چه برای پسرها. بچه های ما باید تو مدرسه برای زندگی درست آماده بشن، به نحوی که تا 15 سالگی آماده باشن برای ورود به کار و خانواده. 

  • شهاب الدین ..
  • يكشنبه ۱۷ ارديبهشت ۹۶

مناصب مدیریتی نعمت الهی است.اگراین نعمت درجهت خدمت به مردم به‌کارنرفت،عکسش به‌کاررفت،کفران نعمت است.به طورقاطع عرض میکنم که اگرمدیریت دربخش‌های مختلف کشورمتدین وانقلابی باشد،همه‌ مشکلات کشورحل خواهدشد

امروز هم موقع مناظره باز به توفیق الهی کاری داشتم که مناظره رو ندیدم،ولی بعد شنیدم که یه جمله خوب گفته آقای جهانگیری که گویا قبلا هم گفته. نمیدونم این جمله از خودش هست یا تیم تبلیغاتی اش بهش دیکته کرده، اما به نظرم یه گل به خودی دوبل محسوب میشه.

ایشون گفتن و اعتقاد دارن که: ملت عزیز ایران،آزموده رو دوباره آزمودن خطاست!! 

خب بله،ما هم دقیقا همین رو میگیم. 4 سال این دوره به علاوه 8 سال دوره اصلاحات که خیلی بهش افتخار میکنید،شما رو آزمودیم و فهمیدیم چقدر مظلوم و طفلکی هستین و هیچ نیتی جز پر کردن جیب خودتون ندارید. 

ماشاءالله جیب هم نیست که، چاه ویله، پر نمیشه حالا حالاها. 

پس دیگه این بار به یه تفکر نو رأی میدیم،بلکه تغییر کنه اوضاعمون. 

البته به نظرم این اشتباهش از اونجاست که هنوز فکر میکنه با رئیس جمهور قبل رقیبن. همونطور که 4 ساله هر اتفاقی افتاد،حتی سیل و زلزله و بلایای طبیعی، انداختن گردن دولت قبلی، الان هم فکر میکنن رقیبشون دولت قبله. 

از انتخابات که بگذریم، میرسیم به بحث سردرد وحشتناک امروزم بابت اجازه ای که دادم و پشیمون شدم و راه برگشتی که نداشتم. 

عماد از هفته پیش گفته بود که این سری میخواد خودش تنها بره نمایشگاه کتاب. البته که منم برلش گفته بودم به خستگی اش نمی ارزه. هر کتابی میخوای یا اینترنتی سفارش بده یا برو انقلاب،راحت تره. 

ولی اصرار داشت یه بار بره. بیشتر ژستش براش مهم بود. تا اینکه صبح، سر صبحانه، یهو فاطمه هم ازم اجازه گرفت که با عماد بره. و همزمان هم شروع کرد مفاد تعهدنامه فرضی اش رو خوندن که قول میدم دست داداش رو ول نکنم،قول میدم یه قدم از عماد دور نشم و... 

واقعا یادم نمیاد چی شد که گفتم باشه؟!یعنی من اجازه دادم دختر 10 ساله کمی تا قسمتی سر به هوام، با پسر کمی گیجم، با مترو برن تا مرقد امام؟! بدون اینکه پیشنهاد جایگزین بهشون بدم؟

خلاصه که بلافاصله از کرده خودم پشیمون شدم،ولی راه برگشت نبود. مخصوصا که عماد هم جلو جلو داشت قول میداد که حواسش هست و بهش اعتماد کنم و بذارم خودش رو نشون بده. این دیگه یعنی تو عمل انجام شده قرار دادن. 

ولی چشمتون روز بد نبیه، همین که جلوی ایستگاه ماشین از مترو پیاده شدن، سردرد و دلشوره و حالت تهوعم شروع شد تا خود 3 که دوباره جلوی مترو سوارشون کردم!! 

قشنگ انگار کلیدش رو زدن. 

نه میشد بیشتر از یکی دو بار بهشون تلفن کنم،بهانه ای نداشتم، نه میشد برم دنبالشون، نه هیچ چیز دیگه.

حالا جالب اینجا بود که هرچی هم با خودم صحبت میکردم،نمیفهمیدم دقیقا چه مرگمه؟!

یعنی هیچ احتمال بدی هم نمیدادم. فقط دلشوره ناشی از پشیمونی. 

فقط نکته جالب این بود که یه حس خوب تازه کشف کردم : شیرین ترین صدای عمرم رو امروز شنیدم. صدای پیامک های بانک که فلان مقدار از کارتتون به حساب فلان انتشارت ریخته شد!...

  • شهاب الدین ..
  • جمعه ۱۵ ارديبهشت ۹۶

همه بدانند؛ نامزدها بدانند!کشور به سامان نمی‌رسد جز با کار جهادی و انقلابی...شعارها را جوری انتخاب کنید که همه بدانند شما میخواهید از قشرهای ضعیف کشور حمایت کنید

میدونید این انتخابات فرقش با بقیه دوره ها در چیه؟!

این دوره دیگه حق و باطل، راست و دروغ خیلی شفافه. کسی نمیتونه توجیه کنه بعدا که مثلا بگه به خاطر فلان وعده رأی دادم. 

دوره های پیش،مثلا همین دوره قبل،با اینکه وعده 100 روزه دادن از اساس مسخره بود،ولی باز یه عده دلخوش کردن به بستن با کدخدا. هنوز باورشون نبود که آمریکا چقدر دشمنه. 

یا مثلا 88 تا قبل انتخابات تمام باطنشون رو بیرون نریخته بودن. ضمن اینکه با گریم خونواده شهید و حمایت فلان مجتهد و علامه، خیلی ها رو سیاه کرده بودن.

اما الان دیگه خط واضحه. دولت موجود در بهترین فرض ممکن، اگه نگیم خائنه، اگه نگیم نفوذیه، با روشن ترین دلائل ناتوانه. 

ناتوان از اداره امور کشور و جلوگیری از حیف و میل بیت المال. برجامی هم که 4 سال روش مانور داد هیچی برامون نداشته. خب حالا چی؟!

چرا بعضیا بازم میخوان این وضع ادامه پیدا کنه؟ 

به نظر من فقط کسایی خواهان ادامه وضع موجود هستن که از قبل این دولت، یه امتیازات و رانتای ویژه ای دریافت کرده باشن و تو چپاول و غارت ثروت مردم سهنی داشته باشن. 

و الا که مردم عادی،حتی همونایی هم که فکر میکردن با تعطیل شدن هسته ای، اقتصاد درست میشه، فهمیدن اقتدار مهمترین عامل رونق اقتصادیه. همونا هم دیدن و لمس کردن که اون کتاب برنامه دولت تدبیر و امید! تمام صفحاتش سفید بوده و هنوز به رشته تحریر درنیومده.

یعنی کافیه هر کسی یه کم،فقط به اندازه چند دقیقه با خودش صادق باشه و ببینه دقیقا چه توقعی از رئیس جمهور داره؟

حتی حتی،اونایی هم که توقع رفع حصر و فلان هم داشتن،دیدن که هیچ کاری،دقیقا هیچ کاری،انجام ندادن. و فقط چند وقت یه بار حرفش رو زدن. 

دلیلش هم واضحه که چرا کاری ازشون برنمیاد. چون اون افراد از نظر مردم مرده سیاسی هستن. عموم مردم دیگه نمیخوانشون. درست مثل رجوی و بنی صدر و بقیه. 

فقط کاش هرکسی با خودش این حساب و کتاب رو بکنه. 

  • شهاب الدین ..
  • جمعه ۱۵ ارديبهشت ۹۶

کارگر ستون فقرات تولید است

آی شهیدان معدنچی

زنده بمانید!

صبور باشید!

اکسیژنی که نیست را نفس بکشید!

قسم به جان کودکانتان زنده بمانید!

تا چند دقیقه دیگر گفتگوی ویژه خبری تمام میشود!

تا چند روز دیگر مناظرات تمام میشود!

تا دو هفته دیگر

تا پایان انتخابات زنده بمانید!

فعلا کلیدها در قفل انتخاباتند!

بعد از انتخابات آن مرد، با کلیدش درهای قفل شده زمین را باز میکند!

...

آی شهیدان معدنچی

زنده بمانید!

صبور باشید!

اکسیژنی که نیست را نفس بکشید!

محمد توکلی

  • شهاب الدین ..
  • پنجشنبه ۱۴ ارديبهشت ۹۶

از بنده بشنوید: حضور مردم سایه جنگ را از کشور رفع کرده، نه مسئولین!

با اینکه بحث انتخاباتی کردن و حمایت از کاندیدای خاص کردن،همیشه ریسک بی آبرویی داره و سنگین تر اینه که آدمیزاد خودش رو از بازی سیاست بکشه بیرون! ولی من اصولا از اوناشم که از حرف حق دفاع با صدای بلند میکنم و نمیترسم که مسخره ام کنن. 

و چقدر دلم میسوزه از اینکه همیشه رسانه ها آلت دست اباطیل هستن و آماده تخریب و تمسخر و افترا زدن به حق. البته که رسم دنیا تا بوده همین بوده. 

حالا الانم دلم نمیاد حداقل چند تا نکته کوچیک رو اینجا نگم. آقایون ادعا کردن دولتشون باعث شده سایه جنگ از سر کشور برداشته بشه.. 

وای از این حرف احمقانه که کوفیان رو وادار به امام کشی کرد. تاریخ هم اگه نخوندین و تخصصی کار نکردین،حتما حتما تاریخ کربلا رو مرور کنید. ببینید چی شد کوفه ای که حداقل 80 هزار نامه برای امام فرستاده بود، یکپارچه شدن دشمن و تا امام رو شهید نکردن،آروم ننشستن. 

دقیقا همین حرف رو ابن زیاد ملعون شایع کرد که اگه با امام حسین بیعت کنید، لشگر یزید بی چاره تون میکنه. در حالی که یزید اصلا لشگری نداشت و سرش به میمون بازی خودش گرم بود! 

حالا الان کی،کدوم کشور تو مخیله اش میگنجه که به ایران حمله کنه؟! البته که دشمنا آرزوش رو دارن، ولی خودشونم مطلعن که این آرزو رو به گور میبرن. 

اون موقع که ما دست خالی بودیم و صذام بود و 30 تا کشور با همه تجهیزات و نیرو و عقبه،پشتش، کاری از دستشون برنیومد. حالا الان مثلا چه غلطی میخوان بکنن؟!

اینا از پس غزه برنیومدن، تو گل عراق و سوریه عین چی موندن، بعد به ایران حمله کنن؟!

فرضم که دو تا موشک از راه دور انداختن تو بیابون و در رفتن،چه اتفاقی میفته بعدش؟! مگه میتونن ادامه بدن؟! بدونید که جرأت همینم ندارن. چون میدونن جوابش چقدر براشون سخته. 

البته که اینا هر وقت رؤسای دولتمون براشون دم تکون دادن و چشمک زدن، یه پارسی کردن. نمونه اش همین دولت محترم که از اول براشون چراغ سبز روشن کرد و در باغ رو باز گذاشت. اونا هم همینطور یکی یکی ادعا پشت ادعا و طلب پشت طلب. 

از بی احترامی به ایرانیا تو فرودگاه های کشورای مختلف گرفته تا رفتار وقیحانه سفراشون تو ایران نسبت به عرف دیپلماتیک و... 

ولی با همه این حرفا هنوزم جرأت حمله و جنگ ندارن، چون برعکس مسئولین ما،اونا خوب میدونن که این مردم عشق اول و آخرشون سید علی هست و هیچ رقمه پشتش رو خالی نمیکنن. 

ولی اصلا چرا حرف جنگ رو پیش کشیدن؟!برای اینکه گند کاری اقتصادی شون رو ماله کشی کنن. این از همون دست اداهاییه که شعبده بازا موقع تردستی اجرا میکنن تا حواسمون رو از موضوع اصلی منحرف کنن. 

موضوع اصلی کشور ما اقتصاده. اقتصاد ما خراب و داغونه. ولی نه به خاطر نبودن منابع و نیرو. هم الحمدلله نیروی کار هست و هم منابع طبیعی لازم و هم زیر ساخت های اساسی. 

ایراد از نحوه مدیریت هست که به عمد و با شیوه های مختلف کار رو به لینحا کشونده. از یه طرف واردات بی رویه، از یه طرف برنامه بودجه غلط و از طرف دیگه رانت و اختلاس های کلان و تریلیاردی بدنه اصلی دولت. 

اگه قبلا یه مدیر زیر دستی یه اختلاسی میکرد،الاندختر وزیر قاچاق میکنه. خود وزیر رشوه داده. داداش رئیس جمهور فلانه، خود رئیس حمهور مدرکش تقلبیه. 

یعنی کار رو به جایی رسوندن که ناخودآگاه باید شعر: گر حکم کنند که مست گیرند... رو خوند. 

چرا؟!یعنی به نظرتون نمیدونن که بالاخره مردم یه جایی از دستشون به ستوه میان و خفتشون میکنن؟!

به نظر من که میدونن. ولی دارن تمام زورشون رو میزنن که اقتصاد رو به نابودی کامل بکشونن. کاری که تو جنگ کردن.

میدونید یهو چه اتفاقی افتاد که ظرف دو سه ماه امام رو مجبور کردن قطعنامه رو قبول کنن؟!جنگ رو عمدا به بن بست کشوندن. مدارکش هست. برید مطالعه کنید. یهو پشت جبهه رو خالی کردن. بعد خبر آوردن برای امام که دیگه توان جنگ نداریم. 

که دروغ بود. و همین کارشون باعث شهادت و اسارت یه عده زیادی از سربازا و بسیجیای مظلوم شد.

عمدا جنگ رو بن بست کشوندن و الانم میخوان از راه اقتصادی کشور رو بن بست بکشونن. که وادارمون کنن به تسلیم. 

رو این حسابه که باید وضع موجود تغییر کنه. و ما تک تکمون مسئولیم اگه این وضع رو تغییر ندیم. نمیتونیم بعدا توجیه و بهانه بیاریم. الان دلایل خیانت آقایون اظهر من الشمسه. 

و خواهش میکنم اون ادعای نخ نمای پوسیده رو تکرار نکنید که فلانی 8 سال اقتصاد رو خراب کرد و حالا حالا ها نمیشه بازسازی اش کرد. 

چرا؟ چون به فرض ایشون یه سری از اقداماتشون غیر کارشناسی بوده و ضربه زده باشه، ولی اولا طبق آمار و طبق مشاهدات غیر قابل انکار، کفه مثبتش بیشتر از منفی اش بود. 

ثانیا مطابق اعلام قوه قضاییه اون دولت هیچ فسادی نداشته و تمام این اختلاس ها و حقوق های نجومی و فلان، از شاهکارای این دولته. 

ثالثا،اگه این دولت واقعا پاک بود و قصد خیانت نداشت، حداقل تو این 4 سال این همه موارد گل و بلبل چپاول و غارت ازش رو نمیشد. کار نکردنشون بخوره تو سر من، چرا اینقدر کلاه مردم رو برداشتن تو این 4 سال؟! اینم از عوارض خرابیای 8 سال قبل بوده و چاره ای نداشتن براش؟!

بعد تکلیف اون وعده وعیدای خوشگل انتخاباتی شون و من نگفتمای الانشون چی میشه؟! نکنه که 4 سال دیگه بیان بگن ما کی گفتیم خودی هستیم؟!ما از اولشم صهیونیست بودیم؟!

در مورد شخص آقای رئیسی هم برای اونایی که شک دارن نسبت به ایشون که آیا توان مدیریت کلان دارن یا نه بگم که از اونجایی که ایشون سالها رئیس سازمان بازرسی کل کشور بودن، اتفاقا از هرکسی بیشتر اشراف اطلاعاتی دارن نسبت به مدیریت کل کشور و به تمام حفره های امنیتی اقتصاد آشنان. یعنی اگه قرار باشه یه نفر از پس تمام جک و جونورای اقتصادی بر بیاد و یه خونه تکونی اساسی کنه،ایشون هستن. 

ضمن اینکه اوصیکم به مطاالعه. الحمدلله به برکت تلگرام و اینستاگرام و کوفتا گرامای دیگه، وفور اطلاعات داربم ما. بفرمایید بخونید ایشون زندگی شخصی شون چی بوده و هست. 

گفتم تلگرام، این ربات هم اگه عضو بشید بد نیست. IranOnlineElection96Bot

نظرسنجی آنلاین هست. به خلاف بعضی نظرسازی ها که به اسم نظرسنجی به خوردمون میدن، این رباته و حقیقت رو نشون میده. 

  • شهاب الدین ..
  • چهارشنبه ۱۳ ارديبهشت ۹۶

حکومت آینده‌ حضرت مهدی موعود ارواحنافداه، یک حکومت مردمی به تمام معناست

شلخته ‌تر از سرباز ها ندیده‌ام

از جنگ که بر میگردند

یکی دستش را 

یکی پایش را

یکی دلش را

و حواس پرت‌ترین آنها

خودش را جا میگذارد...

این ماحرای 34 پیامی که دیشب به صورت کلی و خلاصه جواب دادم،منجر شد به 10 تا شبهه و سؤال که مشابهش رو قبلا نوشتم. رو این حساب عینش رو تکرار میکنم:

سؤال:برام جالبه که چیزی که به نظرتون درسته، انتظار دارین از نظر همه درست باشه

برای همین احمدی نژاد و دار و دستش با اون همه مساءلی که پیش آوردن براتون اوکیه

ولی مترصدین تا روحانی دست از پا خطا کنه تا بگین ما اشتباه کردیم بهش رای دادیم

نوشته هاتون رو دوست دارم

ولی خیالتون راحت

پشیمون نیستیم از کاری که برای ایرانمون کردیم

و عاخ چه حالی داد وقتی برای مجلس و خبرگان تهران بودم و به لیست امید رای دادم

آدم جایز الخطاست

این چیزیه که کشورهای پیشرفته تر پذیرفتن سازو کار نظارتی دارن، روزنامه ها هم تا حدی به نظارت کمک می کنن

ولی اینجا فرض اینه که ره.بر و رءیس جمهور در حد پیامبرن )چقد این مرد دوست داشتنیه ( و خطایی نمی کنن

روزنامه ها هم که تا حد امکان سانسورن

بعد که یکی یه قدم کج برداشت کل اسلام و مسلمین زیر سوال میرن

این نقصیه که جمهوری اسلامی داره

و تا رفع نشه

حداقل خوشحالم که تو دنیا یه آدم موجه نمایندمونه

پیداست خسته ی خسته ی خسته هام پراکنده حرف میزنم؟

پاسخ:سلام

درسته،یه کم پراکنده صحبت کردین.ولی با این حال چند تا نکته رو خدمتتون عرض میکنم.

اول نسبت به شخص آقای احمدی نژاد،برخلاف ادعای شما،دوست ندارم برای دور بعد کاندید بشن.

البته که ایشون تو خیلی از جنبه ها مثل پرکاری و تلاشگری و ساده زیستی و انقلابی بودن،طبق فرمایشات آقا،خوب بودن و منکر زحماتی که کشیدن نیستم.

ولی به خاطر محبوبیت بالای ایشون بین مردم،همه مردم،احتمال قریب به یقین دور بعد اگر کاندید بشن رأی میارن و آرزو میکنم شخصی بهتر از ایشون کاندید بشن که اشکالات ایشون رو نداشته باشن.مثل همون اطرافیانی که اشاره کردین.

اما درباره آقای روحانی یه مطلبی میخوام بگم،خواهش میکنم بدون جهت گیری مطالعه بفرمایید و روش فکر کنید.ببینید چقدر صحیحه.لازمم نیست به من جواب بدین.به خودتون جواب بدین.

تو این مسأله که هر کشوری با بقیه کشورها روابط متفاوتی داره که شکی نیست؟و اینکه مسلما هر کشوری یه تعداد دشمن آشکار و پنهان هم داره.

من با دشمنای پنهانی که از پشت خنجر میزنن هم کاری ندارم.

آیا قبول دارید کشور جمهوری اسلامی ایران،با این نوع حکومت و قانون اساسی مصوبش،دشمنی به نام ایالات متحده آمریکا داره که سالانه فلان مقدار دلار رو بابت از بین بردن حکومت این کشور به صورت علنی و نه یواشکی تو کنگره تصویب میکنه؟

قابل انکار هم نیست این مسأله،چون خودشون به هزار و یک زبون این دشمنی رو جار میزنن!

حالا آیا منطقی هست توقع داشته باشیم رئیس جمهورمون فارغ از هر حزب و گروه و عقیده ای،به نوع حکومت و قانون اساسی مون پایبند باشه و با دشمن متحد نشه؟آیا اگر رئیس جمهوری،تو هر کشور دیگه ای،با دشمنان اون کشور هم پیمان بشه و بر علیه منافع ملی کشورش اقدام کنه؛عزل و اعدام نمیشه به جرم خیانت؟

حالا من تمام موارد خیانت این آقا رو شرح نمیدم؛فقط یه مثال کوچیک و دم دستی اش رو میزنم:

همین برجام

میدونید طبق مفاد همین برجام،فی الواقع ما تمام دستاوردهای علمی و تکنولوژی مون رو تو زمینه انرژ هسته ای،متوقف نه،بلکه نابود کردیم و هنوز هیچ بازگشتی نداشته و نخواهد داشت؟اینو الان مدافعین برجام هم اعلام میکنن،ولی ما که دو سال پیشدداد و بیداد کردیم،بهمون گفتن خفه شید و از دانشگاه بیرونمون کردن!

حالا این انرژی هسته ای دقیقا چقدر اهمیت داره؟میدونید؟به قیمت مرگ و زندگی!چرا؟چون دعوای جهان،جنگ اصلی تا چند سال آینده بر سر آب هست نه انرژی.انرژی حتی اگه هیچ نفت و گازی نداشته باشیم از آفتاب و باد قابل تأمینه،اما آب شرب هست که چرخه بازگشتش به طبیعت خیلی کندتر از میزان مصرفه و ایران متأسفانه جزء کم آب ترین کشورهاست!

و مهمترین فایده انرژی هسته ای شیرین کردن آب دریاست!

که ایشون این دستاورد مهم رو به دستور آمریکا در پوشش برجام با کلی تبلیغات و جیغ و دست و هورا نابود کردن!کاری اگر قرار بود آمریکا با حمله نظامی انجام بده،خیلی بعید موفق بشه و الان تونسته!

و لطفا نگید میتونیم برگردیم به حالت قبل از برجام،که لااقل 15-20سال وقت لازمه!میبینید چه خسارت عظیمی به کشور زده؟

باقی خساراتش رو هم اگر تمایل داشته باشید میتونید از طریق اخبار دنبال کنید.مرکز رسمی آمار بانک مرکزی هم شاخص خوبی هست.

و سؤال و شبهه ای که من تو متنم طرح کرده بودم اینه:دوستانی که به این آقا رأی دادین!رو چه ملاک و میزانی رأی دادین؟آیا به حرف ها و سخنرانی های تبلیغاتی و وعده هاش اعتماد کردین؟اگه اینطور بوده که الان بعد از سه سال یا بهشون عمل نکرده و یا دقیقا برعکسش عمل کرده که!این که دیگه قابا انکار نیست.میتونبد تک تک برنامه هایی رو که تو دوران انتخابات ارائه کرده بررسی کنید و بگردید ببینید به عنوان مثال کدومش رو اجرا کرده؟

و اگر میدونستید از قبل که داره از افعال معکوس استفاده میکنه و قصدش دقیقا برعکس حرفایی هست که میزنه،اون موقع من دیگه جدا حرفی ندارم!

درباره این صحبتی هم که فرمودین به لیست رأی دادین،باز یه سؤالی از حضورتون دارم:شما افراد این لیست رو میشناختید؟واقعا؟میدونستید چقدر سواد دارن؟چه توانایی هایی دارن؟چه پیشینه ای دارن؟مثلا این خانم صفدر حسبنی رو در جریان بودین که زمان گرون شدن ارز بابت رانت اطلاعاتی که در اختیار داشته،با شوهرش صرافی زده و کلی سود کرده؟

من خودم هیچ وقت به لیست رأی ندادم؛حتی وقتی 19 ساله ام بود!لیستی رأی دادن میدونید شبیه چیه؟

معذرت میخوام ولی گوسفندا رو دیدین چطور هدایت میکنن؟فقط کافیه سر گوسفند اولی رو بچرخونن به سمتی که میخوان،بقیه همینجوری دنبالش راه میفتن میرن...

به خاطر خودتون میگم،دیگه جایی عنوان نکنید لیستی رأی دادین،برای خودتون بده.

موفق باشید

سؤال:خوشم میاداز اینکه با احترام صحبت می کنید

دو تا از دلایلی که معمولا بحث نمی کنم یکیش اینه که توی اون حوزه اطلاع کافی ندارم، یکی اینکه از طرفم مطمءن نیستم که به صحرای کربلا نزنه

درباره ی سیاست باید بگم ادعایی ندارم

به اندازه ی خودم بلدم و بعضی چیزها رو هم از کسایی که بلدن می پرسم

ولی درباره ی مردم میدونم

اینکه همین انرژی هسته ای چه بلاهایی سر مردم آورده

ما هنوز سیستم درمان درست حسابی نداشتیم. مردم با یه مریضی عضو خانوادشون به خاک سیاه می نشستن

اون وخ چه لزومی داره ما این همه تحریم رو قبول کنیم وقتی از نظر دارویی قدرت درمان بیماریهای مردم رو نداریم؟

اصلا می دونید همین انرژی هسته ای چه بلایی سر مردم اطراف نیروگاه ها آورده؟

بعد از جنگ هم مردم راضی به پایانش نبودن

رهبری جام ظهر رو نوشید که مردم نازنین بیشتر از این سختی نکشن

اونوخ همین بی کلگی احمدی نژاد باعث شد مردم این همه اذیت بشن. گرانی، نبود دارو، بدتر از اون داروهای تقلبی

فعلا فقط درباره ی دارو و درمان صحبت می کنم، چون چیزیه که همه کم و بیش باهاش درگیرن، و منم خیلی درگیر بودم

فقط مسءله مالیش نیست

من اگر مریض بشم درمانم رایگانه

ولی میدونید چی به سرمون رفت وقتی خواهر جوونم عمل قلب باز شد، خونریزی کرد، خون تازه نیاز بود و بیست نفر برای دادن خون ریختن توی بیمارستان، ولی به خاطر تحریم ها کیسه ی خون نبود؟

اگر خواهر من مرده بود مثل هزاران نفر ی می شد که به خاطر نبود دارو مردن، یا به خاطر گرونی دارو چون قاچاق بود، یا به خاطر داروی تقلبی، 

آدم باید منافع ملت رو درنظر بگیره نه منافع خودش

ضمن اینکه کشوری که انقد باد و آفتاب داره، انقدر نفت داره، و از هیچ کدوم استفاده ی درستی نمی کنه، چه تضمینی هست که از انرژی هسته ای به درستی استفاده کنه؟

من به لیست رای دادم چون به آقای خاتمی اعتماد دارم

همون طور هم که گفتم اعتقادی به فرشته بودن آدمها ندارم

هماون طور که میدونم خیلیا درزمان احمدی نژاد از صدقه سر همین تحریم ها به خیلی جاها رسیدن

وقتی ما به آقای روحانی و خاتمی اعتماد می کنیم، پیگیر اعتمادمون هم هستیم

برای رای دادن به آقای روحانی هم انقدر احمدی نژاد داغون کرده بود که به عنوان یک اقتصاد خونده میدونم به وضعیت بلافاصله بعد از پایان جنگ برگشته بودیم. پس انتظار ندارم یهو تبدیل بشیم به اقتصاد شماره یک جهان

همین که الان توی یک کشور جنگزده زندگی نمی کنم، اتفاقی که آخرای دوران احمدی نژاد و کاتدید شدن جلیلی کایوسمون بود بهترین اتفاقه

پاسخ:سلام

چه مثال خوبی رو ذکر کردین!دقیقا همین تحریم ها که قرار بود در اولین گام اجرای توافق همزمان تمام تحریم ها بر علیه کشورمون برداشته بشه،یعنی اینجور ادعا میکردن.

ولی ما که هرچی متن توافق رو زیر و رو کردیم،همچین قراری رو پیدا نکردیم.

وقتی هم اعتراض کردیم،فحشمون دادن.و الان دقیقا بفرمایید کدوم یکی از تحریم ها لغو شده؟اصلا چرا باید تحریم ها برداشته بشه؟

وقتی دشمن به تمام اون چیزی که میخواسته،رسیده،طبیعیه که بزنه زیرش و الان زدن زیر همه چی!آخرین اقدامشون هم اینکه یه مصوبه تو کنگره تصویب کردن دو سه روز پیش با این مضمون که برجام یه قرارداد شخصی! بوده بین رؤسای جمهور و با رفتن اوباما،هیچ الزامی به پایبندی به برجام نیست!

منم منکر سوء مدیریت نیستم.اما حالا چون ما در حوزه های مختلف انرژی و مدیریت آب و بخش هایی از کشاورزی،اشتباهاتی داریم،جریمه اش اینه که در آینده از آب شرب محروم بشیم و از تشنگی بمیریم؟کجای این حرف منفعت طلبی شخصی هست؟من از آب برای تمام مردم کشورم حرف میزنم!

در مورد آقای خاتمی:

خب باز برمیگردیم سر اینکه آیا ما حکومت جمهوری اسلامی با قانون اساسی فعلی رو قبول داریم یا نه؟اگر داریم،پس منطقا و عقلا نبایستی به خائنین به نظام اعتماد کنیم.

ایشون در ماجرای انتخابات 88 به ادله و شواهد فراوان از قبل از انتخابات پروژه براندازی نظام رو راه انداخته بودن و حتی اگر موسوی هم رأی میاورد،باز قرار داشتن این فتنه رو به پا کنن و هنوز هم بابت این اقدامشون حتی زبانی هم اظهار پشیمانی نکردن.رو این حساب ایشون حتی حق نظر دادن درباره انتخابات این حکومت رو ندارن.

البته که مسلما هر کشور دیگه ای بود،با ایشون خیلی قاطعانه و خشن تر از این حرفا برخورد میکردن.کما اینکه الان اردوغان به بهانه یه کودتای فرمالیته،تمام مخالفینش رو ظرف یه هفته قلع و قمع کرد!به جرم خیانت به کشور!

اقتصاد یک جهان نشیم،ولی این چپاول میلیاردی بیت المال که یه نمونه کوچیکش همین فیش های نجومی هست،چی؟اینا برای خدمت به جامعه اومدن یا برای خودشون کیسه دوختن؟

شما خبر دارید همین آقای روحانی تو همین سه سال کجا زندگی کردن؟عرض میکنم خدمتتون:کاخ سعد آباد!با خانواده!

خبر دارید ساختمان ریاست جمهوری رو به چه کاخ مجللی تبدیل کردن؟و چه خرجهای هنگفتی اونجا انجام دادن؟من این رو به نقل از شخصی میگم که خبرنگار روزنامه هست و برای تمام مصاحبه های مطبوعاتی احمدی نژاد و روحانی رفته ساختمان پاستور و با عکس و مدرک نشونم داد که این آقا پول بیت المال رو چجوری خرج تجملات بیخود کرده.

درباره جنگی هم که آخر متنتون اشاره کردین،چون فرمودین تو حوزه ای که تخصص ندارین وارد نمیشید،خدمتتون عرض کنم:ما نه اون موقع و نه الان مورد تهدید حقیقی نظامی مستقیم از طرف آمریکا نبودیم.گزینه های روی میزشون نهایتا مگس کشیه که باهاش پشه ها رو میزنن.

اما غیر مستقیم چرا،تمام این گروهکهای تروریستی که اطرافمون در حال جنگ و جنایت هستن،به تغذیه آمریکا و به هدف ضربه زدن و اگر تونستن درگیری با ما اینجا هستن.که نیروهای مسلح،تحت فرماندهی کل قوا،مدبرانه و مسؤولانه نذاشتن حتی به مرزهای ما نزدیک هم بشن؛هر چند که متأسفانه خیلی ها جاهلانه از این مسأله انتقاد میکنن.

موفق باشید

سؤال:من شخصا از این که بهشون رای دادم به هیچ وجه ناراحت نیستم، چون از همه ی گزینه های موجود بهتر بودن، عملکردشون هم با اینکه کاملا اون چیزی که می خواستم نبود ولی حداقل از رییس جمهور قبلی ۱۰۰۰ برابر بهتر هستن، اگه سال بعد گزینه ی اصلاح طلب تری باشه من به اون گزینه رای میدم. به نظر من یه رییس جمهور اصول گرا یا پیرو نفر قبلی کشور رو دچار بحران بیشتری میکنه یا به سمت جنگ میبره یا یه چیزی شبیه انقلاب، که هر دوشون برای هر کشوری سمه و نتیجش ویرانی کشوره. امیدوارم ایران همیشه ازین مسائل دور باشه و همه مردم هم مستقل از جناح بندی های سیاسی با هم خوب و مهربون و متحد باشن و به هم انگ نزنن. کسی هم بهانه نده دست کشورایی مثل آمریکا برای حمله به کشورمون

پاسخ:سلام

منم امیدوارم همه مردم مستقل از جناح بندی های سیاسی با هم خوب و مهربون و متحد باشن.

منم دوست دارم کشورم اینقدر مقتدر باشه که هیچ ابرقدرتی حتی جرأت تهدید هم نداشته باشه،چه برسه به عمل کردن و حمله.

ولی متأسفانه مردم کشورم با وجودی که خودشون انقلاب کردن و حکومت جمهوری اسلامی رو برای خودشون انتخاب کردن،به جای اینکه حول ولی فقیه با هم متحد بشن و اطاعت از امر ولی فقیه رو نه به عنوان وجوب فقهی،که به خاطر اقتدار و پیشرفت خودشون با جون و دل بپذیرن،ناآگاهانه یا عامدا دنباله رو دشمن شدن!

ببینید به هر روشی که بلدین و دوست دارید،بشینید حساب کنید ببینید چطور امکان داره دموکراسی ختم به دیکتاتوری نشه؟به هر نحوی که باشه و بر اساس هر قانونی که باشه،نهایتا و جبرا منجر به دیکتاتور قدرت و پول میشه.

این رو تمام تئوریسین های عالم سیاست هم بهش اعتراف کردن.

تنها راه دمکوراسی بدون دیکتاتوری،وجود رهبری عادل و با تقواست که به خاطر خدا،منفعت و مصلحت مردم رو به منافع شخصی خودش ترجیح بده و به عنوان داور اجازه نده باندهای قدرت و پول،رأی مردم رو به نفع خودشون تغییر بدن,با تبلیغات و رسانه ای که در اختیار دارن.

این حکومتی هست که مردم 37 سال پیش انتخابش کردن و پاش جون دادن،ولی متأسفانه جوونای کم اطلاع،تحت تأثیر تبلیغات دروغ رسانه های صهیونیستی،نسبت بهش اونجور که باید و شاید پایبند نیستن.

خدمتتون عارضم که منم با این جناح بندی های سیاسی اصلا موافق نیستم.اینکه لزوما تمام اصولگراها،مطیع امر رهبرن.

نه،اتفاقا خیلی از دونه درشت هدی اصولگرا،به شدت ضدولایت فقیه هستن.مثل آقای لاریجانی،منافق بزرگ!

اما از طرفی هم متأسفانه سران جبهه مشارکت،علنا قانون اساسی کشور رو بهش شبهه وارد کردن.چیزی که تو هیچ کشوری پذیرفته نیست!تمام دنیا با مجرمین سیاسی که بر علیه قانون اساسی کشورشون زبانی حتی حرفی زده باشن،به شدت برخورد میشه.اما اینجا آقایون همچنان آزادن!

در مورد دستاوردهای دولت قبل هم منصفانه و دور از تبلیغات به آمار های رسمی بانک مرکزی مراجعه کنید.اصلا تمام مخارج دولتهای قبل و فعلی با هم مقایسه کنید و همینطور عملکردهاشون رو.

مقدار کار مفیدی که تو دو دولت قبل در کل کشور و برای رفاه تمام مردم انجام شده،قابل مقایسه با هیچ دولتی نیست.

و اتفاقا اگر دقیق مطالعه بفرمایید،متوجه میشید که من باب مثال بودجه نهاد ریاست جمهوری،که یه نهاد تولیدی یا خدماتی ویژه نیست و مخارج زیادی نداره،تو این دوره چند برابر شده،درحالی که در مقابل از بودجه وزارت آموزش و پرورش کم شده و سعی شده باقی مخارجش از بخش خصوصی تأمین بشه.

میدونید معنی اش چیه؟که پول بیت المال بایستی صرف خورد و خوراک و آسایش نهاد ریاست جمهوری بشه و مردم برای مدرسه بچه‌ها شون باید پول بدن!در حالی که طبق قانون اساسی باید تحصیلات تا پایان دوره متوسطه رایگان باشه برای همه.

این فقط یه نمونه از عملکردهای این دولت هست.

البته که اگر کسی نخواد ببینه و بفهمه،تا ابد هم واقعیت ها رو نخواهد فهمید.

اما اونایی که منصفانه و نه از روی جناح بندی سیاسی واقعیت ها رو مطالعه کنن،قطعا متوجه تفاوت عظیم خدمت دولت قبل و خیانت دولت فعلی میشن.

سؤال:اتفاقا منم با دیکتاتوری شدن موافقم

همه ی دیکتاتورهایی که اومدن بر سر کار از روز اول که نگفتن منافع ما مهمتر از منافع مردمه که

گفتن ما به خاطر مصلحت مردم داءم العمر براشون حکومت می کنیم چون براشون خوبه

سیستم رهبری فرقش با دیکتاتوری چیه وقتی اعضای ناظر بر رهبری رو خود رهبر به عنوان نماینده های ولی فقیه انتخاب می کنه، بعد همونا بقیه رو رد صلاحیت می کنن و به عنوان گزینه های موجود انتخاب میشن؟

اگر هم کسی اعتراضی به عملکرد )خودشون نه حتی، نزدیکانشون ) داشته باشه حکمش محاربه و ضد ولایت فقیه و فلان و فلان میشه

درباره ی اقتصاد هم یا اطلاع کافی ندارید که چنین مقایسه ای می کنید و اون سفرهای استانی پرخرج ( حتی بدون درنظر گرفتن اینکه روزی که میرفت کل استان تعطیل میشد ) و سکونت در خانه ی شهید رجایی که آشپزخونه شده بود و محض ریاکاری با کلی هزینه قابل سکونتش کردن، وامهایی که قرار بود بدن و ندادن و کلی از صنایع صدمه خوردن، دزدی های فراوان آقایون و آقازاده ها

مقایسه می کحید با محلی که برای زندگی ریاست جمهوری در نظر گرفته شده

که البته از این بابت مطمءن نیستم

میدونم پذیرایی خارجی ها در اونجا انجام میگیره که در شان کشور ماست

همون طور که مهمان که برای ما میاد تو حیاط براش چادر نمیزنیم و میبریمش توی پذیرایی که مرتب تر از بقیه ی خونه هست حتی از جایی که خودمون زندگی می کنیم مثل هال یا اتاق خوابها

پاسخ:سلام

شما با دیکتاتوری موافقید؟!

ببینید هر نوع دموکراسی که تصور بفرمایید خواهی نخواهی منجر به دیکتاتوری میشه.چرا؟چون مسلما عده ای هستن که دوست دارن بر بقیه حکومت کنن و منویات خودشون رو اجرا کنن.حالا یا اینا پول و امکانات تبلیغات هم دارن و با تبلیغات و شعار رأی مردم رو میخرن و یا با وعده و وعیدی که به سرمایه دارها میدن،ازشون کمک میگیرن.

اما در نهایت مردم دقیقا به اون چیزی که واقعا میخواستن رأی ندادن.بلکه در واقع مردم به شعارهای جذاب و وعده ها رأی دادن.

اماراه حل چیه؟اینکه فرد بالاتری داور و ناظر بر جریان انتخاب و رأی مردم باشه و نذاره سرمایه دار ها و صاحبان پول و قدرت و شهرت،رأی مردم رو با وعده وعید بخرن.اما خود این شخص هم منفعت طلب نباشه،اعدل باشه،نسبت به امور جامعه اعلم باشه.و این صفات در کسی اتفاق نمیفته مگر اینکه بنده متقی باشه.

یعنی عدل و علم و مهربونی،بدون ایمان،نهایتا فاسد میشن و فایده ای ندارن.

و این صفاتی که عرض کردم،همونی هست که در حدیث ولاةامرنا....به عنوان شاخص بیان شدن.که جانشین ائمه در امر هدایت و رهبری مردم،در زمان غیبت امام معصوم فردی با این صفات هست.

این همون تعریف درست و حقیقیه ولی فقیه هست.

 انتخاب ولی فقیه هم راهش یه راه عقلایی هست.

به عنوان مثال در زمینه پزشکی،ما چطور متوجه میشیم کدوم پزشک از بقیه مهارت بیشتری داره؟این که خود اطبا فردی رو بین خودشون اعلم بدونن.

اینجا هم مجلس خبرگانی که مصداق ولی فقیه رو در هر زمانی مشخص میکنه به این روش عمل میکنه.

عرض میکنم مصداق رو مشخص میکنن و نه تعیین،چون ولی فقیه در امتداد ولایت ائمه و پیامبر هست و از جانب خداوند تعیین میشه.و ما وظیفه داریم ولی و رهبرمون رو پیدا کنیم.

این نکته رو داخل پرانتز بگم:خدواند بندگانش رو هیچ زمانی بدون رهبر رها نمیکنه.

حالا ممکنه کسی نسبت به نحوه انتخاب اعضای خبرگان ایراد داشته باشه.که اون رو هم مردم خودشون معین میکنن.شاید هم شبهه نسبت به شورای نگهبان هست که شورای نگهبان اولا اعضاش رو مجلس و ولی فقیه هردو انتخاب میکنن و بعد هم درواقع خط کشی هستن برای اینکه افراد بی صلاحیت وارد عرصه انتخابات نشن.منافقین و معاندین و بی کفایت ها..

البته که بنده خودم معتقدم با تمام این تدابیر باز هم امکانش هست فرد بی صلاحیتی از این فلیتر عبور کنه و وارد انتخابات بشه و رأی هم بیاره،اما چه میشه کرد؟بهتر از این ازمون برنمیاد.چون معصوم نیستیم.......

تا اینجا رو حوصله کردین و خوندین؟حالا میخوام از یه جنبه دیگه با این مسأله ولی فقیه مواجه بشیم.

خب اینکه آیا اساسا کسی حق حکومت بر ما رو داره؟چرا؟

فی الواقع ما انسان ها همه از نظر حق حکومت بر هم،با هم برابریم و هیچ قانونی نمیتونه حکومت شخصی رو بر ما واجب کنه.

تنها وجودی که اطاعتش بر ما واجب هست،خداوند متعال به عنوان آفریدگار و رب ماست.

حالا خدواند از ابتدای خلقت انسان،همواره انسان معصومی رو به عنوان راهنما و هادی برای هدایت انسان ها فرستاده و امر به اطاعت از اون فرد کرده.

در این صورت ما موظفیم از این افراد اطاعت کنیم و حکومت این اشخاص بر ما بنا به حکم الهی بر ما واجبه.

ولایت ائمه هم در راستای ولایت پیامبران هست،یعنی بنا به دستور الهی ما موظف به اطاعت از ائمه هستیم و ائمه بایستی حکومت رو در دست میگرفتن.

بعد از ائمه،در زمان غیبت امام معصوم،هم طبق روایات صحیحی که از ائمه به ما رسیده،ما موظف به اطاعت از فردی با خصوصیاتی که ذکر کردم هستیم.یعنی حاکمیت ولی فقیه بر مردم،بنا به حکم الهی هست،نه رأی مردم.

میخوام عرض کنم مردم از همون ابتدایی که پیامبر عظیم الشأن اسلام در مدینه حکومت تشکیل دادن،میبایستی از جون و دل پای کار میایستادن و در ادامه حکومت امام علی علیه السلام رو که روز عید غدیر بهشون ابلاغ شد،بهش گردن میگذاشتن و الی آخر.ولی متأسفانه،طبعیتشون از پیامبر هم حقیقی و همه جانبه نبود و در ادامه هم که منکر حق حاکمیت امام علی علیه السلام شدن و...

اما مردم ایران،37 سال پیش،با هدایت امام خمینی،انقلاب کردن.به این معنی که به همه دنیا اعلام کردن،میخوان بر اساس اون چیزی که حقه عمل کنن.و حق اینه که هیچ انسانی حق دخالت در سرنوشت هیچ کسی رو نداره،مگر اینکه از طرف خدا باشه.و این واقعا انقلاب بزرگیه.

انقلاب این نیست که فقط ما خاندان شاهنشاهی رو از مسند قدرت برکنار کنیم و بعد فرد دیگه ای رو،ولو با رأی اکثریت،به قدرت برسونیم؛بدون هیچ امتیاز ویژه ای مثل انقلاب فرانسه.که در این صورت نتیجه اش هم مثل انقلاب فرانسه این میشه که به فاصله کوتاهی باز همون سرمایه دارها و قدرت طلب ها،رأی مردم رو میخرن و دوباره حکومت رو به دست میگیرن و سران اصلی انقلاب رو سرکوب میکنن.اتفاقی که به فاصله چند ماه از انقلاب فرانسه رخ داد.

تفاوت اصلی انقلاب ما با تمام انقلاب ها و شورش های دنیا در همین نکته است که ما خواستیم سرنوشتمون رو به اونی که حق حکومت بر ما رو داره بسپریم.

حالا ممکنه کسی در افقه بودن رهبر شبهه داشته باشه.به این شکل که بگه خب چرا پزشک نباشه؟یا متخصص فلان رشته مهندسی نباشه؟

به این دلیل که فقه شیعی،برخلاف باقی دستورات ادیان دیگه که فردی هستن و نهایتا دعا و نیایش جمعی دارن،یه فقه جامعی هست که در همه شؤون دستور داره و مخصوصا درباره اداره جامعه و چگونگی حکومت بر مردم،بیشترین احکام رو داره.

اما باقی صفاتی که برای ولی فقیه ذکر شده،باعث میشه مشکل تخصص نداشتن در باقی امور رو مرتفع کنه.اینکه اگر فردی جدا با تقوا باشه و در این مسند قرار بگیره،حتما برای اداره درست جامعه و برای اینکه ظلمی در حق کسی نشه،از مشاورین زبده استفاده میکنه و...

این فرق سیستم رهبری با دیکتاتوری هست که خدمتتون عرض کردم.

اما اینکه میفرمایید:اگر هم کسی اعتراضی به عملکرد )خودشوون نه حتی، نزدیکانشون ) داشته باشه حکمش محاربه و ضد ولایت فقیه و فلان و فلان میشه

تهمتیه که دشمنان نظام برای دلسرد کردن مردم میزنن.و الا که تا الان دستگاه قضایی و نیروهای امنیتی با هیچ کس بابت اعتراض به عملکرد رهبر برخوردی نداشتن.

من نمیخواستم وارد مقایسه مورد به مورد دولت قبلی و فعلی بشم.چون معتقدم جنس این دو با هم فرق داره.

ولی حالا چون مثال زدین،درباره اش مینویسم.

منظورتون از سفر پرخرج چیه؟بله سفرهای دولت قبل هزینه داشت،ولی نه برای رفاه شخص رئیس جمهورو اطرافیانش.بلکه هزینه این بود که در اون سفرها برای عمران مناطق برنامه ریزی میشد و بودجه تعیین میشد.

ولی الان من از منبع موثقی اطلاع دارم،شخص رئیس جمهور برای هر سفری که میرن،چه هزینه هنگفتی رو بابت رفاه خودشون میکنن.از جمله اینکه ایشون پیشمرگ دارن!یعنی کسی قبل از ایشون بایستی غذا رو بخوره تا مسموم نباشه!دیگه اینکه دو نفر هستن مخصوص حمل تشک طبی برای ایشون.همین سفر اخیرشون،1 میلیارد تومن هزینه شد برای اینکه ساختمان های محل سکونت ایشون و تیمشون مجهز به کولر گازی بشه!

هزینه تبلیغات سفرهاشون هم که ریز به ریزش منتشر شده:اینکه به بخشداری و فرمانداری از طرف استانداری بخشنامه میشه برای سفر رئیس جمهور فلان مقدار بنر چاپ کنن و آرم ستاد حمایت مردمی بذارن تهش و دانش آموزان و دانشجوها رو بکشونن برای استقبال به نحوی که دانشجویی تعریف میکرد از اصفهان که روز سفر استاد براشون امتحان گذاشته بود و نرفته بودن برای استقبال،استاد رو اخراج کردن!

درباره منزل مسکونی هم تا اونجایی که من اطلاع دارم،آقای احمدی نژاد زمانی که سهردار شدن،حاضر نشدن برن منزلی که شهردار های قبلی استفاده میکردن،ساکن بشن.و بعد هم که رئیس جمهور شدن،بنا به درخواست تیم حفاظتی شون،بعد از حدود یک سال به منزلی در محوطه پاستور،که حفاظت شده هست رفتن که اتفاقا شخص مقام معظم رهبری در دوران ریاست جمهوری شون ازش استفاده میکردن.

اموال و دارایی های شخصی اش رو هم قبل و و بعد از دوران ریاست جمهوری اش به قوه قضاییه ارائه داد و به گواهی قوه قضایی ریالی به دارایی های خودش و خانواده اش اضافه نشده.حتی حقوقی هم که دریافت میکرده،چون انتقالی از وزارت علوم بودن،حقوق استاد دانشگاهی اش بوده،نه حقوق ریاست جمهوری که فلان رقمه!

حالا شما میفرمایید برای عوامفریبی و ظاهرسازی بوده؟اولا این رو تا مطمئن نباشید ازش میشه تهمت و بعد هم که بر فرض اینطور بوده؛من ترجیح میدم رئیس جمهورم ظاهر ساز و عوام فریب باشه ولی از بیت المال و حق من نوعی برای خوش گذرونی خودش هزینه نکنه!

در مورد صنایع هم اتفاقا اسناد و مدارک صنایعی که ورشکست شدن رو من از همین اینترنت گرفتم.مثل ارج.که دقیقا کارشکنی های این دولت باعث ورشکستگی شون شده،نه دولت قبل.

رشته ام اقتصاد نیست،ولی هرچی حساب کتاب میکنم میبینم با هیچ عقل و منطقی جور در نمیاد برای کنترل قیمت مواد غذایی مون رو از بین ببریم.این بدترین کار ممکنه که فقط از حکومت های دیکتاتوری برمیاد.

حرف از دزدی زدین.خب ملاک اینکه چه کسی واقعا دزدی کرده چیه؟غیر از قوه قضاییه است؟عجالتا که تمام مفسدین اقتصادی و رانت خوارها و اختلاس گران و دارندگان حقوق نجومی،از وابستگان دور و نزدیک جناب اکبر خان رفسنجانی هستن.

تنها مجرمی هم که از دولتمردان قبلی در دادگاه محکوم شد،آقای رحیمی بودن که الان جزئیاتش دقیقا خاطرم نیست،ولی اگر مطالعه بفرمایید متوجه بی ارزش بودنش میشید.

اما الان در حال حاضر بیژن زنگنه یه طرف قرارداد کرسنت،وزیر نفت این دولت هست.در حالی که طرف دیگه این قرارداد به جرم رشوه گرفتن در کشور فرانسه محکوم شده!چه جرمی بالاتر از این؟

محل زندگی دائمی جناب روحانی کاخ سعدآباد هست،نه برای پذیرایی از مهمان ها.کافیه تشریف ببرید برای بازدید کاخ تا متوجه بشید چه قسمت بزرگی از کاخ کلا بسته است و وردد بهش ممنوعه،درحالی که چند سال قبل باز تمام محوطه کاخ باز بود و مردم میتونستن از صبح تا شب تمام محوطه رو بگردن.

نمونه دیگه هزینه سفرهای خارجی ایشون هست و مقایسه اش با سفرهای دولت قبل که اولا هیأت همراه دولت قبل هیچ وقت زن برادر رئیس جمهور رو شامل نشده بود،و ثانیا سفر در نهایت سادگی بود،بدون تجملاتی مثل جت لوکس شخصی که آقایان سوار میشن.

یا یا یا ....

خداوکیلی بخوام دونه دونه نمونه های غارت و چپاول این دولت رو بشمرم،که چطور بیت المال رو جیب خودشون فرض کردن و حق مردم براشون پشیزی ارزش نداره،تا خود الهه صبح قیامت باید بنویسم.

ولی نمیکنم این کار رو.

فقط اکتفا میکنم به چرایی اش.چرا این دولت غارتگر بیت المال هست؟چون رئیسش منافقه و دشمن ملت!

  • شهاب الدین ..
  • يكشنبه ۱۰ ارديبهشت ۹۶

نامزدها با برادری و مهربانی پیش بروند.البته اختلاف نظر در مسایل گوناگون اشکالی ندارد، نگذارید اختلاف نظر به اغتشاش منتهی شود

احتمالا شما هم مثه خانوم بچه های ما الان نشستین پای مناظره. یا اگر هم به هر دلیلی دسترسی ندارید،بعدا پیگیر نتیجه اش میشید. 

ولی من دقیقا از همین قسمت انتخابات حالم بد میشه. تپش قلب شدید گرفتم و سرگیجه. اصلا توان دیدن و شنیدن دکور و صحنه و موسیقی قبلش و باقی موارد رو ندارم. 

این حالتم از انتخابات 84 برام پیش اومد. وقتی به دور دوم کشید و مناظره دو نقری انجام شد. اون روزا و شبا خیلی دلهره آور بود. آدم احساس میکرد نشسته وسط میدون کلوسئوم، داره مبارزه یه گلادیاتور با شیر گرسنه رو تماشا میکنه. 

از اون به بعد، حتی آرم مناظره هم حالم رو بد میکنه. رو این حساب بچه ها و نرگس خانوم رفتن خونه مادرم پای مناظره و من و خدیجه تو حیاط داریم بازی میکنیم. اونم چی؟خاله بازی! اینقدر قشنگ قوانینش رو بلده که دیگه کم کم باید به فکر شوهر دادنش یاشیم. 

کلی تو این یه ساعته برام کتلت با سیب زمینی درست کرده. پلو رو هم گذاشته رو گاز،تا میخوام بهش دست بزنم، میگه:صبر کن. بپزیم. یعنی: بابا جان! چقدر هولی؟هنوز برنجم دم نکشیده! 

خلاصه که ما دو تا با هم خوشیم. البته که انتخابات خیلی مهمه برام. از اول هم برام مهم بوده. عین نماز و روزه بهش نگاه کردم. نه یه تکلیف سرسری و حالا هرچی شد. 

معتقدم انتخابهایی که میکنیم، باید اون دنیا جواب بدیم. باید براش دلیل محکمه پسند بیاریم که این آدم شرایط مورد نظر رو داشت. یا حداقل بگیم بهتر از این آدم نبود بینشون.

فی المثل اینکه یه بنده خدایی اعتقاد داره من باید بابت رأیم به احمدی نژاد، توبه کنم! یه حرف بی حسابه. چرا که تو موقعیت 84 و حتی 88، همین احمدی نژاد بهترین کاندیدا بود. بهترین از لحاظ تبعیت از رهبر منظورمه. 

سال 84 که واقعا حرف و عملش این رو نشون میداد و فاصله 4 سال تا 88 هم روند ولایت پذیری اش رو ادامه داد. هرچند که مناظرات رو با جبهه جنگ اشتباه گرفت،ولی قطعا بهتر از بقیه شون بود.

شاید اون موقع خیلی واضح نبود،ولی الان دیگه با 800 کیلو مدرک و شاهد، اصلا قابل انکار نیست اونا قصد کودتا داشتن. قصد تغییر نظام جمهوری اسلامی به جمهوری ایران. قصد حذف ولایت فقیه. 

رو این حساب حتی اگه احمدی نژاد کافر هم بشه و رسما فرار کنه و پناهنده اسرائیل هم بشه، باز من از انتخابی که کردم پشیمون نیستم.

اینی که گفتم رو هم بذارید پای جواب تمام 34 پیامی که نوشتم خوشم نمیاد جواب بدم. (یعنی ببین چه لطفی کردم!!) پس دیگه پیام ندین. چون کلا حذف میکنم. 

پی نوشت: الان دیدم یه پیام بین اون 34 تا پیام هست که فرصت نکردم جواب بدم. 

درباره هک تلگرام و کلا اینترنت،خب راهش ترسیدن نیست. در واقع هیچ مشکلی راه حلش ترسیدن نیست. 

بلکه راهش اینه که استفاده درستش رو یادبگیریم و نقاط کور و حفره های امنیتی اش رو بشناسیم. که این رو هم از راه های زیادی میشه بهش دست پیدا کرد. 

ولی اینکه به خاطر خارجی بودن این برنامه ها میشه ازشون استفاده کرد یا نه، من استناد میکنم به نظر استاد پناهیان در این مورد که خلاصه اش اینه که بایستی بررسی کنییم چه سود و زیانی داره. نه اینکه صرف خارجی بودن استفاده اش حرام باشه. 

کما اینکه هم دفتر مقام معظم رهبری و هم خیلی از اسااید و علما از این برنامه ها استفاده میکنن.

پی نوشت 2:جنجال هیچ وقت خوب نبوده و نیست. باعث گم شدن حق میشه. مخصوصا تو مناظره.

پی نوشت 3: دیدین بچه های لوس رو؟ که وقتی میبینن دارن تو بازی میبازن، جرزنی میکنن و با جرزنی بازی رو به هم میریزن؟! حتی ممکنه سنشون هم کم نباشه ها. منتها فرقش اینه که هرچی سنشون بیشتر باشه و قدرت بیشتری داشته باشن، وسعت خرابی جرزنی شون بیشتره.

پی نوشت 4: حضرت علی علیه السلام میفرمایند که حکومت ها باعث آشکار شدن ضمائر مردم میشود. 

  • شهاب الدین ..
  • جمعه ۸ ارديبهشت ۹۶

من به همه‌این آقایان نامزدهای انتخابات این راعرض میکنم وقبلاهم عرض کردم که تصمیم بگیرندوبه مردم هم درتبلیغاتشان بگویندوقول هم بدهندکه برای پیشرفت امورکشورنگاهشان به بیرون ازمرزهانخواهد بود

چه شب و روز با برکتی بود امروز. هم هوا و بارونش و هم وقتی که برای من اندازه یه هفته کش اومد. هم به دید و بازدید عیدمون رسیدیم و هم چند مورد از کارای فنی عقب افتاده خونه و هم دو سه تا از دغدغه های شخصی ام که الحمدلله به تمامش رسیدم. 

از جمله آرزوهای این چند وقتم این بوده که یا خدیجه رو با گل سر آشتی بدم و یا موهاش رو کوتاه کنم. گفتم قبلا که چقدر ناز داره این دختر ما و حتی برای لباس نو هم ادا درمیاره؟!دیگه حساب کنید بابت کوتاهی مو، اونم با قیچی!! چه قشقرقی به پا میکنه. 

دفعات پیش که یه بار تو خواب موهاش رو زدیم و یه سری هم بردمش آرایشگاه دو تا کوچه پایینتر. ولی صدای جیغ و گریه اش تا خونه رسیده بود. 

اما امروز یه برنامه جدید براش ریختم. صبح زود، همگی با هم رفتیم تو حیاط که راه بریم و گل تماشا کنیم و کیف کنیم. کمی هم دنبال بازی و طناب و...  بعد کم کم بساط موکوتاهی رو راه انداختیم. اول فاطمه رو نشوندیم و چتری هاش رو زدیم. 

واقعش نه من و نه نرگس خانم هیچ دوره ای ندیدیم. ولی اینقدر سر کچل نجم رو کچل کردیم تا قلق کوتاه کردن مو به مدلای مختلف اومد دستمون. اینم بگم که هر سری نهایتا میبردمش آرایشگاه که براش از ته ماشین کنه که یه دست شه! صداش هم درنمیومد طفلک. 

بعد از فاطمه نرگس خانم یه کم موهای من رو مرتب کرد. و خلاصه بعد چند مورد کم کم حواسش جمع شد که احتملا باید کار جالبی باشه. برای همین خواست که اونم موهای ما رو کوتاه کنه. 

ما هم فورا قیچی پلاستیکی که تو اسباب بازی هاش بود رو دادیم بهش و نشستیم زیر دستش. کلی هم تعریف و تمجید از دست و پنجه هنرمندش کردیم که چقدر قشنگ بلده موهامون رو کوتاه کنه. 

تا بالاخره نوبت خودش شد. البته که راضی به یه جا نشستن نشد. ولی با شونه کردن و قیچی شدن موهاش هم مخالفت نکرد. مشکل فقط تین بود که نیم ساعت دور حیاط دنبالش راه رفتیم و دولا دولا، یکی صورتش رو نگهداره،یکی یه قسمت رو کوتاه کنه، بالاخره مرتب کردیم موهاش رو. 

چقدرم که به موی نرم و لخت و قهوای  و نازکش میاد که کوتاه باشه. 

دغدغه دیگه ام که سالهاست دلم میخواسته انجام بدم و نمیشده،دوچرخه سواری نرگس خانم بوده. البته که مانع اصلی همیشه خودش بوده که میگفت میترسم.

چند سری هم با زور راهی اش کردم با خواهرام بره پارک بانوان،ولی باز اونجا هم سوار دوچرخه نشده. 

تا اینکه امروز نزدیک غروب بچه ها رو سپردیم دست نجم و بردمش همون قسمت از جنگل که فاطمه رو میبرم. هم خلوته،در حد قبرستون و هم تقریبا مسطحه و چاله چوله نداره. دوچرخه عماد رو هم که سبکتره براش بردم. 

از قبل بارون اومده بود و زمین خیس بود. هوا هم هنوز ابری و رعد و برقی بود و احتمال داشت بازم بارون بگیره. نرگس هم همینطور یه بند داشت از ابتدای خلقت و آفرینش دلیل و برهان میاورد که ثابت کنه نیازی نیست دوچرخه سواری یاد بگیره. ولی با تمام این احوالات منم جفت پا تو یه کفش که باید همین الان یاد بگیری و تموم. 

اول در حد دو جمله تئوری براش توضیح دادم که دوچرخه اسب نیست. پس توقع نداشته باش اول سوارش بشی،بعد راه بیفتی. باید در حین سوار شدن راه بیفتی. و شرط حفظ تعادلت،فقط و فقط اینه که به زمین و زیر پات نگاه نکنی. درست عین راه رفتن معمولی. 

بعد چادرش و گرفتم و سوارش کردم. به این شرط که دور اول از پشت بگیرمش تا نیفته. ولی واقعش فقط دو دقیقه نگهش داشتم. همین که دیدم قلقش دستش اومده،ولش کردم. اما همچنان پشت سرش میرفتم. تا وقتی خواست نگه داره،فهمید ولش کردم. 

هنوز چند دقیقه بیشتر نگذشته بود که بارون شروع شد. چه بارونی!! عین موش آب کشیده شدیم. ظرف پنج دقیقه لباسامون که هیچی،لوزالمعده و کبدمون هم شلپ آب شد! 

ولی دیگه نرگس خانم ول کن نبود. تازه خوشش اومده بود. هیچی دیگه ما هم از خدا خواسته!

حالا فقط مونده تیراندازی که یاد بگیره. رانندگی رو هم البته با اینکه گواهینامه داره،انجام نمیده. ولی دلیلش موجهه. واقعا فوبیا داره تو این مورد و نمیشه اذیتش کنم. حیف! 

..

یه پیام خصوصی در ادامه بحث تلگرام و اینا هست که ان شاءالله بعدا جواب میدم. و یه پیام دیگه که خوش ندارم جواب بدم. 

  • شهاب الدین ..
  • چهارشنبه ۶ ارديبهشت ۹۶

اگر بچه را در خانه تربیت نکردید،هیچ کس دیگر نمیتواند این کار را بکند.اما شغلی که شما بیرون دارید،اگرشما نکردید،ده نفر دیگر آن را انجام خواهند داد

امشب من و خدیجه یه دل سیر با هم حرف زدیم. حیف که نشد صداشو ضبط کنیم. میخوام اونقدری اش رو که یادم مونده بنویسم. فقط قبلش یه توضیحی درباره دستور زبان و لهجه اش بدم. 

اولا بیشتر کلماتی رو که استفاده میکنه،فقط آوا هست. منتها دقیقا بر همون آهنگ و ریتمی که ما میگیم. بنابراین ما همه دقیقا متوجه میشیم که چی میگه، ولی دیگران بیشتر اَ اِ اُ میشنون از حرفاش. 

هنوز جملاتش کامل نیست،ولی فاعل رو،مخصوصا اگه درباره خودش باشه اول میاره و فعل رو آخر جمله اش میذاره.

افعال رو نمیتونه به تمام صیغه هاش صرف کنه. فقط فعل امر مفرد و متکلم وحده رو میتونه بگه. برای باقی افعال از صیغه مخاطب استفاده میکنه به علاوه ضمیر مناسب. اگر هم فعل منفی باشه، همون فعل مثبت رو میگه و در ادامه با یه مکث کوتاه یه نه بهش اضافه می کنه. 

وقتی شب رسیدم خونه،تازه باد و طوفان تموم شده بود و برق قطع بود. البته از طریق سیستم خودمون به اندازه روشنایی خونه برق داشتیم هنوز. ولی عماد نذاشته بود که خیلی خونه روشن بشه که مثلا فضا رمانتیک باشه. 

تا رفتم بالا،خدیجه بدو اومد جلو. 

:بابا! بابا! سلام! 

_سلام عزیزم. جانم. قشنگم. بیا یه بوس بده ببینم..

:بابا! من بترسم... 

_ترسیدی؟!لهی.. چرا؟!

:هوهو.. باد...در تق تق... جوجو برو اون... 

یعنی از صدای هوهوی باد و تق و تق درها و اینکه پرنده ها تند پرواز میکردن ترسیده. 

_بمیرم من برا دختر قشنگم که ترسیده. میخوای بوست کنم حالا که ترسیدی.. 

راستی اینم بگم که خیلی از ماچ و بوس خوشش نمیاد. روزی اگه یه بوس به من بده. من فقط التماس میکنم. 

:بوس کن نه!  مامان بوس بکنی من.. مامان ناز بکنی من.. 

یعنی لازم نکرده بوسم کنی،مامان بوسم کرد،نازم کرد.. 

_خب،بعدش چی شد؟

:اممم... چراغ خاموش کنی داداش...آبجی اَاَاَ... مامان بغل کنی من.. 

یعنی داداش چراغا رو خاموش کرد، آبجی گفت ااا و مامان من رو بغل کرد. اینقدر از این امممم اممم کردناش خوشم میاد. 

:من بدوم.. مامان نه!  

یعنی من دوست داشتم بدوم،ولی مامان نذاشت. 

:من سر دست اینجوری اینجوری

یعنی من سر و دستم رو اینجوری اینجوری تکون دادم. 

:مامان بگی نازی،خوبی،

یعنی هی مامان نازم رو کشید. 

:آبجی گل سر،شونه..من نه! 

یعنی آبجی میخواست سرم رو شونه کنه و گل سر بزنه،من داد زدم نه! 

_چرا؟!شونه کنه که خوبه! قشنگ میشی،خانوم میشی...

:نه! من قشنگی.. گل سر نه! مو منی.. 

یعنی امکان نداره من بذارم کسی دست به موهام بزنه! 

_خب ببین موهات همش اومده تو چشمات، میخوای برات کوتاه کنم؟!مثه پسرا بشی؟!اگه گل سر نزنی مجبور میشیم قیچی کنیم موهات رو ها! 

:قیچی قیچی؟ بدوزی؟

یعنی مگه پارچه است که قیچی کنی؟!لابد بعدشم میخوای بدوزی اش!! 

_نه،نمیدوزم.مو رو که نمیشه دوخت. ولی موهای پسرا رو با قیچی کوتاه میکنن. اما دخترا رو کوتاه نمیکنن. به جاش گل سر میزنن یا میبافن که خوشگل بشن. مثه موهای مامان و آبجی.. 

:پسر؟!داداش پسر! بابا پسر! مامان دختر..

این یعنی تغیر مسیر بحث به بهترین شکل ممکن! بعد هم که داره اطلاعات عمومی میده کی پسره کی دختر. 

_آره من و داداش پسریم. برای همین موهامون رو با قیچی بریدیم. ولی تو که دختری،حیفه موهای به این قشنگی رو ببریم. 

:مو قشنگ نه! 

یعنی نمیخوام موهام قشنگ بشه

_چرا؟!دوست داری موهات زشت باشه؟

:آیه

_چرا؟!

:مو قشنگم، داداش بوس کنی من.. بابا بوس کنی من.. مامام بوس کنی من.. 

یعنی حالا که موهام بهم ریخته و شونه نکرده است،اینقدر خاطر خواه دارم. دیگه اگه موهام رو شونه کنم و از این وضعیت هپلی هپویی در بیام،شماها راه به راه میخواین من رو بچلونین و بوسم کنین. اصلا حوصله اش رو نداروم..

یعنی خدایی اش تا حالا اینجوری کسی برام استدلال نکرده بود! 

...

یه پیامی هم درباره تلگرام داشتم که فرموده بودن آیا نصبش خوبه یا نه؟!

من حقیقتا نمیتونم درباره دیگران نظر بدم که چه کار بکنن یا نکنن. بستگی به شرایط داره. تلگرام هم مثه باقی وسایل ارتباطی،یه نرم افزار ارتباطی هست. قابلیت جاسوسی هم داره، ولی تلگرام هم نداشته باشید،باز خود گوشی قابلیت جاسوسی داره. مگه گوشی ساده های بدپن دوربین و رم که حتی در حالت خاموش و بدون سیم کارت هم قابل ردیابی هستن. 

اگر هم گوشی هوشمند داشته باشید و از طریق اینترنت ارتباط برقرار کنید،هر ارتباطی،اون موقع میشه به کل اطلاعات گوشی تون و حتی تماس ها و پیام هاتون دسترسی پیدا کرد. 

البته که این دسترسی به اطلاعات و به اصطلاح هک کردن،منحصر به گوشی نیست. هر سیستنی که به اینترنت متصل بشه،قابلیت هک شدن داره. 

ولی در مورد نحوه استفاده هم،خب اولا کانال ها ابتدا به ساکن تو صفحه اصلی نیستن. فقط مخاطبها دیده میشن. 

برای عضو کانال و گروه شدن،یا خود مدیر کانال و گروه میبایست عضو کنن و یا لینکش رو براتون بفرستن و خودتون وارد و عضو بشین. و بنابر این بر خلاف بعضی از برنامه های دیگه،ناگهان با نبوه پیام های ناخواسته و بعضا نامناسب رو برو نمیشید. 

ولی عضو کانال یا گروه شدن رو مدیر و اعضای گروه متوجه میشن. ولی اطلاعاتی که براشون نمایش داده میشه اسم و آیدی تون هست و عکس های احتمالی پروفایل. 

امیدوارم که توضیحاتم براتون کافی بوده باشه. 

یه پیام دیگه هم هست که خیلی خوش ندارم جواب بدم. شاید وقتی دیگر.. 

  • شهاب الدین ..
  • سه شنبه ۵ ارديبهشت ۹۶

ما هر جا مدیریت‌های ضعیف، بی‌حال، ناامید، غیرانقلابی و بی‌تحرّک داشتیم، کارها یا متوقف شده یا انحراف پیدا کرده است

خب،بازم چند شبی رو فرصت نکردم بیام اینجا و بعضی دوستان غیبت غیر موجه برام رد کردن! 

حقیقت یه پروژه ای هست که تا آخر همین ترم میبایست تحویل بدم و فقط شبها فرصت دارم برم سراغش. اونم بعد از خوابیدن همه. 

اینقدر که وقت برام نایاب شده،میگم نکنه اینم تو لیست تحریما بوده و ما خبر نداشتیم؟!

تو این یکی دو ماهه، علاوه بر برنامه های روتین خانواده،یه برنامه منظم ورزشی هم برای فاطمه گذاشتم که هیچ کس غیر خودم از پسش برنمیاد.

عماد و نجم،خودشون اهل ورزش و جنب و جوش بودن از اول. ولی فاطمه، قبلا هم نوشتم که یه کم بی تحرک شده. از لحاظ پزشکی برسی اش کردیم، خدا رو شکر مشکلی نداشت. فقط نیاز به یه همراه و پایه برای بازی و تحرک داره. 

که نو این مورد هم دیگران حریفش نمیشن. تا خودم بالا سرش نباشم، بلند نمیشه از خونه بیاد بیرون. منم اکثرا آخر شب میبرمش دوچرخه سواری تو کوچه. تو حیاطمون جا نداریم اینقدر که گل و گلدون هست. 

دیگه خیلی خسته باشم و حسش نباشه، به بهونه های مختلف تو پله ها بالا پایینش میکنم. اعتراض هم زیاد نمیکنه. بیشتر به این خاطر که معلمشون وقتی از کربلا برگشتیم، بهش گفته چرا اینقدر چاق شدی؟!

در حالیکه طبق ترازوی خونه که تقریبا هفته ای یه بار وزنش میکنم، تو این دو ماهه، تقریبا نزدیک 1 کیلو کم کرده. ضمن اینکه قدش هم به 145 رسیده که بد نیست. حالا فاطمه، خودش از این حرف خیلی ناراحت نشده. بیشتر حرصش سر پیشنهادیه که خانم دادن: که بیا خونه مون من رقص عربی بهت یاد بدم!!! 

البته که عمرا من نخواهم گذاشت دخترم با همچین مقولاتی آشنا بشه و صد البته که به این راحتی نمیذارم بره خونه کسی، ولی خودش هم کلی برامون امنیتی بازی درآورده و هی مدام احتمالات جور واجور میده : که نکنه خانممون میخواد منو بدزده!! نکنه میخواد بده آدمخوارا بخورن!! نکنه... 

خلاصه که به قول نجم هیچ بعید نیست دخترمون از بچه های بالا باشه که به روی خودش نمیاره!!

عماد هم این روزها پر از ایده برای کسب درآمده. میخواد که کارآفرینی کنه. رفته با کلی از همسایه ها،تک به تک، صحبت کرده که من براتون خریداتون رو انجام میدم،هر موقع که خبر دادین. و مثلا هفته ای 10 تومن بهم بدین!! که خب هنوز کسی از پینهادش استقبال نکرده. 

یه سری هم رفت صحبت کرد برای سرویس و تعویض پوشال کولر. که بازم هنوز مشتری پیدا نکرده. فقط دو سه نفر گفتن شاید خبرش کنن. 

دو سه شب پیش که شاکی شده بود چرا اینجا مردم حیاط بزرگ چمن کاری شده ندارن و رسم نیست پسرای محل براشون کوتاه کنن و پول بگیرن!! که نجم هم در ادامه اش گفت: عوضش تا بخوای حوض و استخر هست و آب حوض خالی کنی شغل مرسومی بوده!

یادش به خیر،اولین شغل خودم وقتی ده ساله بودم این بود که میرفتم از مغازه پدربزرگم تنقلات میگرفتم و تو کوچه ها داد میزدم و میفروختم. چقدر هم به حساب خودم دقیق بودم که نه سرم کلاه بره و نه کلاه کسی رو بردارم.

نجم هم خدا رو شکر خوب سرش تو کتاباشه. به قول خودش یه ماه از برنامه اش جلو افتاده. چون تصور میکرده کنکور خرداده.

خدیجه هم خدا رو شکر مرحله سخته جدایی از پوشک رو به اتمام رسوند و الان خودش اعلام وضعیت میکنه. البته برای اینکه خیالمون از نجس نشدن احتمالی خونه راحت باشه،از لباس محافظ دار استفاده میکنیم.

از بلبل زبونی هاش هم همینقدر بگم که وقتی میخواد با مادرم صحبت کنه، مسئولیت حرفاش رو حتی داعش هم نمیپذیره! از بس که ماشاءالله برا خودش صاحب نظر و ایده است.

...

آخ آخ آخ... ما دو هفته پیش همین موقع از خواب پاشدیم و رفتیم تو میدون منتظر ماشینی که باهاش قرار داشتیم. برای کاظمین و سامرا. بنده خدا خواب مونده بود و حدود نیم ساعت تو اون سرما تو خیابون معطل شدیم.

و چون مجوز ورود به کاظمین نداشت بیرون شهر نگه داشت و باز نصفه شبی که چه عرض کنم،سر اذونی،مجبور شدیم کلی پیاده بریم تا برسیم تو شهر و دوباره ماشین بگیریم برای حرم.

و تازه وقتی رسیدیم به حرم، باز مجبور شدیم یه دور قمری بزنیم تا یه در باز پیدا کنیم. خلاصه که اذن دخول و زیارت دوره رو باید قبل از وارد شدن به حرم خوند با اینهمه ایست بازرسی که سر راه هست.

خدا!

یعنی میشه من بازم دعوت بشم بهشت؟!به بی لیاقتی من نگاه کنی،که خوب معلومه نه. من فقط چشم امیدم به کرم خودته...  

  • شهاب الدین ..
  • يكشنبه ۳ ارديبهشت ۹۶
لطفا بازم به خونمون سر بزنین
دنبال کنندگان ۸ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
دیشب، پریشب بابام چی گفتن؟
همه حرفای بابام
قشنگ ترین حرفای بابام
کدوم اتاقمون مهمون بیشتر داشته؟
تو کدوم اتاقمون مهمونا بیشتر صحبت کردن؟